آنها كمك كرده تا عوامل بيمارىزا را به دام انداخته منهدم كنند . گروه سوم از لنفوسيتهاى
T
سلولهايى را كه با ويروسها آلوده شدهاند شناسايى كرده از بين مىبرند ؛ همچنين سلولهاى
T
فاكتورهاى محلولى را به نام سايتوكين از خود آزاد كرده كه فاگوسيتها ( بيگانهخوارها ) را فعّال مىكنند و موجب مىشوند تا بيگانهخوارها بتوانند عوامل بيمارىزاى در بر گرفته را معدوم كنند . و در واقع اين سلولها از طريق واكنشهاى مستقيم سلولى پاسخ ايمنى را همآهنگ مىنمايند و نقش آنها در پذيرش يا رد عمل و پيوند اعضا حايز اهميّت مىباشد .
البته قابل به ذكر است كه واكنشهاى دفاعى سيستم ايمنى در تمام عفونتها الگوى واحدى ندارند بلكه به محل هجوم و نحوهى مزاحمت عامل عفونتزا در بدن ميزبان بستگى دارد مثلا چون تمام ويروسها ، برخى از باكتريها و تعدادى از انگلهاى تكياختهاى مثل مالاريا در داخل سلول ميزبان رشد و تكثير مىيابند ؛ لذا سيستم ايمنى عمل دفاعى خود را با شناسايى سلولهاى آلوده آغاز كرده و براى پاكسازى و اعادهى سلامت ميزبان آنها را منهدم و معدوم مىكنند در حالى كه بسيارى از باكتريها و انگلهاى بزرگتر ، بافتها ، مايعات بدن و يا ديگر فضاهاى خارج سلولى را قرارگاه خود ساخته و كانون عفونت مىكنند كه واكنش ايمنى نسبت به اين قبيل بيماريها كاملا با مورد قبلى اختلاف داشته و به صورتى ديگر انجام مىشود .
همچنين بايد دانست كه يكى از خصوصيات اصلى تمام پاسخهاى ايمنى ، محدود شدن يا كنترل خود به خودى آنهاست چون واكنشهاى ايمنى قادرند آنتىژن آغازگر پاسخ را كه اولين پيامرسان يا محرّك براى فعّال شدن لنفوسيتها بوده است از ميان بردارند و زنگ خبر را خاموش كنند .
به اين ترتيب مىبينيم كه اگر سيستم ايمنى بدن گسيخته شود سه عارضه انسان را تهديد خواهد كرد كه عبارتند از : بيمارى نقص ايمنى ، حساسيت شديد و يا بيماريهاى خود ايمنى و هريك از اين عوارض مىتواند سلامت فرد مبتلا را به شدت دچار مخاطره كند .
ايمونولژى دنيايى تازه از معرفت كردگار است كه در دو سه دههى اخير دانشمندان به رموز آن تا حدى آشنا شدهاند و هرچند بيشتر مسائل آن به صورت فرضيه اظهار شده و هنوز قطعيت علمى نيافته است ولى به درستى بايد گفت كه سيستم ايمنى در بدن را مىتوان نمونهى كامل از يك نظام دفاعى بسيار مجهّز و در عين حال منسجم و شگفت دانست كه يكى از اركان حفظ سلامت انسان بوده و بهبود پس از بيمارى وى را با عملكردهاى خوب موجب مىشود . و حقيقت « احسن تقويمى » او را به نحو بارزى متجلّى مىكند و هرچند شيخ اجل سعدى حتى به گوشهاى از شگفتىهاى اين دنياى عجيب به صورت علمى آشنايى نداشت ولى با آگاهدلى و چشم بصيرت خود فهميده بود كه گفته است :
اين همه نقش عجب بر دروديوار وجود * هركه فكرت نكند نقش بود بر ديوار
ازاينرو واقعا در پايان هر صفحه از متون ايمونولژى بايد به بيان والاى الهى تمسك جسته و جملهى :
فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
را ذكر كرد .
با توجه به آنچه گفته شد ، ديديم كه در همان فرآيند اوليهى پاسخ ايمنى ، يعنى شناسايى آنتىژن چه مكانيسم واقعا حيرتآورى در سيستم دفاعى صورت مىگيرد تا نه خطايى در تشخيص پيدا شود و نه كمبود و كاستى در طول زندگى و مخاطرات احتمالى براى انسان پيش آيد لذا به نحو اجمال چگونگى اين عمل كه اصطلاحا تحت عنوان « گزينش كلونال » در