تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن و طب ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
مقاوم‌تر بوده و فرار نكنى ] . » 2 - تضعيف روحيه‌ى دشمن : يكى از عواملى كه مىتواند در پيروزى يا شكست ، نقش اساسى داشته باشد . « روحيه » است . تجربه نشان داده است كه اگر فرد يا گروهى ، بسيار قوى و نيرومند باشد ، ولى داراى روحيه‌ى مناسب نبوده ، اعتماد به نفس نداشته باشد و از دشمن بترسد ، در مبارزه ، با زنده خواهد بود ، ولى اگر انسانى كه به ظاهر ضعيف مىنمايد ، داراى روحيه‌ى عالى و اعتماد به نفس و همّت بلند باشد ، مىتواند موانع بزرگى را از سر راه خويش كنار زده و بر حريفانى بس نيرومند ، فائق آيد . « 1 » بنابراين ، رزمىكار بايد سعى كند روحيه‌ى خود را تقويت ، و روحيه‌ى حريف را تضعيف نمايد . خود را قوى و نيرومند ، و حريف را ضعيف و ناچيز جلوه دهد . حتى شكل ظاهرى و كيفيت لباس رزمىكار مىتواند در روحيه‌ى حريف و حتى داوران و تماشاچيان مؤثر باشد . در روايات اسلامى ، درباره‌ى تفسير كلمه‌ى « قوّة » در آيه‌ى
وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ
آمده : « منه الخضاب السّواد » « 2 » [ يكى از مصداق‌هاى قوه در اين آيه ] موهاى سفيد را به وسيله‌ى رنگ ، سياه كردن است . » رنگ كردن موهاى سفيد ، به رزمنده‌ى سالخورده چهره‌ى جوانان را داده و اين امر باعث تضعيف روحيه‌ى دشمنان مىشود ؛ و وقتى دشمن تضعيف شد ، مثل اين است كه ما تقويت شده باشيم ؛ از اين رو پيامبر گرامى اسلام « صلى اللّه عليه و آله » در جنگها به پيرمردان دستور مىداد ، ريش و موهاى سفيد خود را رنگ كنند . حضرت على « عليه السلام » - كه متخصص جنگ و رزم بود - « 3 » نيز از اين اصل استفاده نموده و با خواندن رجز ، روحيه‌ى حريفان خود را تضعيف مىنمود ؛ به عنوان نمونه ، وقتى در مقابل قهرمان نيرومند و كارآزموده‌ى يهود ، « مرحب خيبرى » قرار مىگيرد . در رجزى كه مىخواند ، شخصيت نظامى و نيروى بازوان خود را چنين به رخ وى مىكشد :
انا الذى سمّتنى امّى حيدره * ضرغام آجام و ليث قسوره
« من همان كسى هستم كه مادرم مرا حيدر ( شير ) خوانده ؛ مرد دلاور و شير بيشه‌ها هستم . »
عبل الذّراعين غليظ القصره * كليث غابات كريه المنظره « 4 »
« بازوان قوى و گردن نيرومند دارم ؛ در ميدان نبرد ، مانند شير بيشه‌ها ، صاحب منظرى مهيب هستم . » همچنين آن حضرت در مقام آموزش سربازان خود مىفرمايد : « و قلقلوا السّيوف فى اغمادها قبل سلّها » « 5 » « و شمشيرها را در غلاف ، پيش از بيرون كشيدن بجنبانيد . » ممكن است اين عمل براى رساندن صداى آلات جنگ به گوش دشمن و آماده نشان دادن خود باشد ، تا موجب ترس و اضطراب دشمن شده و به مغلوبيتش كمك كند . و از آنجايى كه به تمام چشم نگاه كردن به
هامش
( 1 ) . اين اصل و اصل قبلى « مقاوم بودن » ، مختص به ميدان جنگ نظامى و يا مسابقات ورزشى نبوده ، در ميدان جنگ زندگى و در صحنه‌ى رويارويى با مشكلات مختلف آن نيز صادق مىباشند . ( 2 ) . تفسير نمونه ، ج 7 ، ص 223 . ( 3 ) . زايگر ( آلمانى ) در كتاب خود مىنويسد : « على « عليه السلام » مثل اكثر سلحشوران قديم مىتوانست تمام سلاح‌ها را به كار گيرد ؛ همچنان‌كه در به كار بردن شمشير بسيار بصير بود ، در كاربرد نيزه ، گرز و تير و كمان مهارت داشت و سپرى داشت از چرم كه هم مقاوم بود ، هم سبك ، و جالب‌تر اينكه ذو الفقار ، شمشير معروف على « عليه السلام » را يك استادكار ايرانى ساخته بود » . ( فصل‌نامه‌ى ورزش ، شماره‌ى دوم ، ص 80 ) . ( 4 ) . جعفر سبحانى ، فروغ ابديت ، ج 2 ، ص 651 . ( 5 ) . نهج البلاغه ، خطبه‌ى 65 .