« خيول الغزاة حنولهم فى الجنة » « 1 »
« اسبان رزمندگان اسلام ، در بهشت نيز اسبان آنها خواهند بود . »
و پرورش اسب را از شمار سرگرمىهاى باطل و بيهوده ، خارج شمرده و مىفرمايد :
« كلّ لهو المؤمن باطل الا فى ثلاث : فى تأديبه الفرس ، و رميه قوسه ، و ملاعبته امرأته ، فانهن حق » « 2 »
« همهى سرگرمىهاى مؤمن ، جز در سه مورد باطل است : در آموزش دادن اسب و پرورش آن ، و تيراندازىاش با كمان ، و بازى كردن با زنش ؛ اين سه مورد [ باطل نبوده ] حق است . »
و اسب را براى هميشه خوب و خير مىداند و مىفرمايد :
« الخير معقود بنواصى الخيل الى يوم القيامة » « 3 »
« خير و خوبى به پيشانى اسب تا روز قيامت بسته شده است . »
جالبتر اينكه خود آن حضرت در مسابقهى اسب دوانى شركت مىنمايد روزى همراه گروهى از مسلمانان ، دشمنان و دزدان را در خارج از شهر تعقيب مىنمايد . دشمنان ، متفرق شده و مىگريزند .
آنگاه ابو قتاده به پيامبر « صلى اللّه عليه و آله » ، پيشنهاد مسابقهى اسبدوانى مىدهد . آن حضرت نيز پذيرفته و در مسابقه شركت مىكند ، و در اين مسابقه ، گوى سبقت را از همهى شركتكنندگان ربوده و اول مىشود . « 4 »
و قابل توجه ، اينكه نه تنها تعيين جايزه و شرطبندى را در اين مورد جايز مىداند ، بلكه گاه ، مخارج جوايز برندگان مسابقه را نيز خود به عهده مىگيرد :
امام باقر « عليه السلام » فرمود :
« ان رسول اللّه « صلى اللّه عليه و آله » سابق بين الخيل ، و اعطى السوابق من عنده » « 5 »
« رسول خدا « صلى اللّه عليه و آله » مسابقهى اسب دوانى ترتيب داده و جوايز را از مال خويش پرداخت . » « رأيت رسول اللّه « صلى اللّه عليه و آله » يلوى ناصية فرس باصبعه » « 6 »
« رسول خدا « صلى اللّه عليه و آله » را ديدم كه با انگشت خويش موى پيشانى اسبى را مىپيچيد . »
« و هو يمسح وجه فرسه بردائه »
« او صورت اسب خود را با عباى خويش پاك مىكرد . »
از مجموع مطالب مطرح شده مىتوان فهميد ، اسلام چقدر براى اين ورزش سالم ، مفيد و رزمى ، ارزش و اهميت قايل است .
امام زين العابدين « عليه السلام » فرمود :
« ان رسول اللّه « صلى اللّه عليه و آله » اجرى الخيل و جعل سبقها اواقى من فضّة » « 7 »
« رسول خدا « صلى اللّه عليه و آله » ، [ در مسابقهى اسبدوانى ] ، اسب دوانيده ، و جايزهاش را چندين آق « 8 » از جنس نقره قرار داد . »
آن حضرت نيز همانند حضرت سليمان « عليه السلام » ، آنچنان به اسب اهميت داده و بدان عشق مىورزد ، كه به دست مبارك خود ، موى پيشانى
هامش
( 1 ) . الحياة ، ج 2 ، ص 231 ( نقل از : شيخ صدوق ، امالى ، ص 517 ) .
( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 13 ، ص 347 .
( 3 ) . شيخ طبرسى ، مجمع البيان ، ج 4 ، ص 475 ؛ تفسير الصافى ، ج 4 ، ص 298 .
( 4 ) . « فقال ابو قتادة : يا رسول اللّه ! انّ العدو قد انصرف ، فان رأيت ان نستبق ، فقال : نعم ، فاستبقوا فخرج رسول اللّه « صلى اللّه عليه و آله » سابقا عليهم » . ( وسائل الشيعه ، ج 13 ، ص 346 ) .
( 5 ) . وسائل الشيعه ، ج 13 ، ص 351 .
( 6 ) . همان ، ص 350 .
( 7 ) . آق كه جمع آن اواقى و اواق است ، نوعى واحد سنجش بوده و به معناى يك دوازدهم رطل است . « ترجمهى منجد الطلاب . »
( 8 ) . أ . ى و نسنك ، المعجم المفهرس لالفاظ الحديث النبوى ، ج 5 ، ص 103 .