« و دندانهايتان را بر هم بفشريد ! زيرا اين كار ، شمشيرها را از سرها بيشتر دور مىكند . »
6 - دورانديشى در مبارزه : انسان رزمىكار بايد زيرك و تيزهوش بوده و به موفقيتهاى ابتداى مبارزه دلخوش نباشد و آخرين تكنيكها و تاكتيك هاى دشمن را مد نظر داشته باشد . آن حضرت در اينباره مىفرمايد :
« ارم ببصرك اقصى القوم » « 1 »
« چشم بينداز تا انتهاى لشگر دشمن را ببينى ( تا تمام دشمنانت شكست نخورند ، ايمن مباش ، يا اينكه آخرين حيله و تدبير آنان را در نظر بگير ، تا در كار خود بينا باشى »
7 - وارد ساختن ضربهى مؤثر : به هنگام مبارزه بايد ضربات مؤثر بر حريف وارد ساخت و از انجام فعاليتهاى زايد و حواله نمودن ضربات بىهدف و غير مؤثر - كه منجر به از دست دادن توان و انرژى مىشود - پرهيز نمود . همچنين ، ضربات مفيد و مؤثر ، فرصت نزديك شدن حريف به شما را از وى مىگيرد .
امير المؤمنين « عليه السلام » در اين خصوص ، چنين مىفرمايد :
« و نافحوا بالظّبى » « 2 »
« و با تيزى [ نوك و دم ] شمشيرها زدوخورد نماييد ! » « فاضربوا ثبجه »
« پس درون سراپردهى فرماندهى دشمن را بزنيد [ زيرا اگر به مركز فرماندهى و رهبرى دشمن ضربه وارد شود ، به زودى از پاى درخواهد آمد ] . »
8 - يك گام به پيش : گاه پيش مىآيد كه حريف ما داراى قدّى بلندتر و اندامى كشيدهتر و يا سلاحى بلندتر و پيشرفتهتر است ، كه بدين جهت از امتيازاتى برخوردار است كه ما فاقد آن مىباشيم . او به راحتى مىتواند با حفظ فاصله و از همان راه دور ، بدون اين كه با نزديك شدن به ما ، خود را به خطر اندازد ، به ما ضربه بزند . در اينجاست كه كارشناسان ورزشهاى رزمى مىگويند :
ما بايد در يك فرصت مناسب ، با سرعت ، مهارت و شجاعت بسيار ، خود را به حريف نزديك نموده و قبل از اينكه وى بتواند عكس العملى نشان دهد ، ضربهى مؤثرى به او وارد سازيم .
پس كوتاهى قد يا سلاح را مىتوان با يك گام به جلو جبران نمود .
امام الموحدين ، اين تكنيك را اينچنين به سربازان خود آموزش مىدهد :
« و صلوا السّيوف بالخطى » « 3 »
« و شمشير را [ اگر كوتاه است ] با به پيش نهادن گام ها [ به دشمن ] برسانيد . »
در يكى از جنگها به آن حضرت عرض شد : شمشير تو كوتاه است . در پاسخ فرمود : به گامى آن را بلند گردانم . « 4 »
البته برداشتن همين يك گام ، كارى است بس دشوار و در مقام عمل از هركسى ساخته نيست . اين يك گام ، شجاعت ، قدرت ، سرعت و مهارت زيادى را مىطلبد .
جنگجويى شمشيرى داشت . آن را به « مهلّب » نشان داد و گفت : عمو جان ! اين شمشير را چگونه مىبينى ؟
مهلّب جواب داد : خوب شمشيرى است ، اما حيف كه كوتاه است . جوان جنگجو گفت : عمو جان ! با يك گام آن را بلند خواهيم ساخت . و مهلّب - كه پيرى با تجربه بود - گفت : به خدا سوگند اى برادرزاده ! راه رفتن و گام زدن تا چين يا آذربايجان بر روى
هامش
( 1 ) . همان ، خطبهى 11 .
( 2 ) . همان ، خطبهى 11 .
( 3 ) . همان ، خطبهى 65 .
( 4 ) . همان ، ص 159 .