وى در مورد وجه تسميهى سرطان مىگويد : " به عقيدهى من در اين نامگذارى يكى از دو حالت زير را در نظر داشتهاند :
ورم سرطان به اندام ورمزده چنان چنگ اندر زده است كه خرچنگ شكار خود را در بر گرفته و چنگ اندر آن مىزند .
ممكن است ازآنرو سرطان گذاشته باشند كه ورم به شكل و شمايل خرچنگ بوده ، مستدير ( احاطهكننده ) است ، رنگش به رنگ خرچنگ شبيه است و شعبههايى از خود پراكنده است كه به پاهاى خرچنگ كه در پيرامونش قرار دارند ، شباهت دارد . "
در مورد درمان سرطان مىگويد : " اگر ورم سرطان كوچك باشد ، شايد بوسيله قطع كردن ( جراحى ) از بين برود . دستور عمل كردن و بريدن سرطان چنين است : بايد علاوه بر اصل ورم هرآنچه كه از ورم تأثير پذيرفته شده و از آن منشعب گرديده و در پيرامون ورم موجود است و مىدانى كه ممكن است به همهى رگها چنان چنگ بزند ، همه را به كلى ريشهكن كنى و از بيخ برآورى و چيزى از آن باقى نماند كه از ورم آبيارى شود . بگذار خون زياد از اثر جراحى ( محل جراحىشده ) بيرون ريزد " . شايد اين جملات نشان مىدهد كه ابن سينا از متاستاز خونى سرطانها نيز آگاه بوده است ( بر همهى رگها چنان چنگ بزند . . . ) .
بهطور كلى ابن سينا جراحى غدهى سرطانى را هنگامى كه هنوز كوچك است توصيه مىكند . همچنين اعتقاد داشته است كه در موقع برداشتن غدهى سرطانى ، تمام قسمتهاى متورم اطراف و ريشههاى تغذيهكنندهى سرطان بايد برداشته شوند و در جاى ديگر به وضوح به برداشتن غدد لنفاوى منطقه
مرورى بر تاريخ و مبانى طب سنتى اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 140
مساهمون: اردكانى
ص١٤٠