اشاره مىكند .
وى پس از برداشتن غدهى سرطانى در صورت امكان محلّ آن را داغ مىگذاشته است ( كوتراسيون ) و براى پيشگيرى از انتشار سلولهاى سرطانى به ساير نقاط بدن پس از عمل جراحى داروهايى مثل روغن گل خيرى را به صورت حلقهوار اطراف غده سرطانى قرار مىداده است . پس از انجام عمل جراحى رژيم غذايى پرانرژى براى بيمار توصيه مىكرده و اقداماتى را در جهت تقويت عضو مبتلا و دفاع بدن در برابر بيمارىها انجام مىداده است .
در مورد متاستاز سرطانها در جاى ديگرى مىنويسد : " يكى از پزشكان پيشينه روايت مىكند كه زمانى طبيبى را ديده كه پستان سرطانزده را از بيخ بريده و درنتيجه پستان ديگر به سرطان مبتلا شده است . من در اينباره مىگويم يا پستان دومى در راه مبتلا شدن به سرطان بوده و وقتى پستان اوّلى را بريده ، تصادفا در آن وقت سر برآورده و يا مادّهى سرطانزا از پستان اوّلى ( قبل از قطع شدن ) يا از جاى ديگر به پستان دوم منتقل شده است ، كه اين احتمال دوم از نظر من موجّهتر است " .
پزشكان طب سنّتى درمان بيمار سرطانى را در مراحل ابتدايى بيمارى ، امكانپذير دانستهاند و علل شكست درمان و پيشرفت بيمارى را ، عدم تشخيص به موقع و روش غلط درمان دانستهاند : " گاه اتفاق افتاده كه ورم سرطانى چون در سرآغاز پيدايش به علاجش پرداختهاند از بين رفته و بيمار شفا يافته است ، امّا اگر ريشه دوانيد و خود را محكم كرد ، علاجش نيست و شفا نمىيابد " .
مرورى بر تاريخ و مبانى طب سنتى اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 141
مساهمون: اردكانى
ص١٤١