ديگر اينكه ابن سينا فلج ناشى از سكته و فلج ناشى از صرع را مىشناخته و آنها را از هم تفكيك كرده است . وى ريسك فاكتورهاى ايجادكنندهى حملهى صرع را در فرد صرعى به خوبى برشمرده است : " سوءهاضمه ، شب بيدارى ، غم زياد ، خشم بسيار ، واكنش نيرومند حسى كه از شنيدن صداهاى حسى تند و بلند مانند صداى رعد ، دهل ، نعره شير [ ايجاد مىشوند ] ، تماشاى روشنىهاى بسيار قوى مانند برق آسمان ، نگاه به قرص آفتاب ، داروهايى كه صرع آورند و صرع را آشكار مىكنند ، نوشيدن شراب ، جماع زياد ، روزه . . . " . نكته مهمّى كه ابن سينا در كنار ساير علل به آن اشاره كرده است " داروها " هستند . امروزه در پزشكى شرححال دارويى را از مهمترين بخشهاى شرححال بالينى مىدانند كه حتما بايد از هر بيمار در مورد آن سؤال شود ولى اغلب مورد غفلت واقع مىشود . ابن سينا نيز در اكثر بيمارىهايى كه ذكر مىكند بر اين نكته تأكيد و توصيه كرده است كه حتما در مورد داروهاى مصرفى بيمار تحقيق شود .
صرع بيمارى همه سنين است امّا تعداد زيادى از صرعهاى كودكى در هنگام بلوغ به صورت خودبهخود محو مىشوند . حوادث حولوحوش زايمان مثل زايمانهاى دشوار ، تولد با پا يا شانه و زايمانهاى طولانىمدت مىتوانند موجب توقّف تنفس و عدم اكسيژنرسانى كافى به نوزاد در اوّلين دقايق تولد شوند . اين اختلالات مىتوانند باعث ايجاد صرع در نوزادان شوند . ابن سينا از تمامى اين موارد آگاه بوده است و در چند جمله كوتاه به بيان آنها پرداخته است : " كودكان بسيار به صرع مبتلا شوند . . . و مىتوانند از همان لحظات تولد به صرع دچار آيند . . . صرعى كه كودكان را در بر مىگيرد
مرورى بر تاريخ و مبانى طب سنتى اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: اردكانى
ص١٣٧