مىآورد . اگر سبب صرع از خلط باشد بايد دانست كه در آن تموّجى روى داده ، يا از گرمى زياد به جوش آمده و سبب راه بندان مذكور شده است " .
امروزه مىدانيم كه هيدروسفالى ( احتمالا همان موردى است كه ابن سينا از آن با عنوان راهبندان مغزى نام برده است . ) يكى از علل صرع است .
هيدروم « 1 » كه در اثر افزايش مايع مغزى - نخاعى
( CSF )
در داخل بطنها و يا در خارج قشر مغز ايجاد مىشود ، يكى ديگر از علل صرع است كه با شرح ابن سينا در مورد " رطوبت " هماهنگى دارد . تموّجى را كه ابن سينا ذكر كرده است ، در هنگام بروز صرع در نوار مغزى « 2 » مىتوان مشاهده كرد . تب نيز مىتواند موجب بروز حملات صرعى مربوط به تب « 3 » شود كه از آن به گرمى زياد ياد مىكند . در ادامه شيخ الرييس اشاره مىكند كه " بسيار اتفاق افتد كه بدون احساس به تشنج ، صرع ظاهر گردد " و بدينترتيب وى براى اوّلين بار به اشكال بدون تشنج صرع اشاره كرده است .
وى تظاهرات عصبى و روانى صرع را به خوبى بيان كرده است : " بسيار اتفاق افتاده كه سرانجام صرع به فلج و ماليخوليا كشيده شده است . . . همچنان كه در بعضى حالات سكته تبديل به فلج مىشود ، شايد صرع نيز فالج را در پى داشته باشد . . . كندى و سستى حركت زبان ، ديدن خوابهاى پريشان ، فراموشكارى ، ترس ، افسردگى ، خشم و برآشفتن بىمورد از مقدّمات بيمارى صرع است . . . " . اين علايم همگى ممكن است در صرع ديده شوند و نكته
هامش
( 1 ) -Hydroma( 2 ) -EEG( 3 ) -Febril epilepsy