تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرورى بر تاريخ و مبانى طب سنتى اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
از نورون‌هاى مغزى مىدانند كه مىتواند باعث ايجاد تغييرات حاد شعور و پديده‌هاى حاد حسى و حركتى شود و واكنش فرد را به محيط تحت تأثير منفى قرار دهد . ابن سينا صرع را اين‌گونه تعريف مىكند : " گونه‌اى از بيمارى است كه تا اندازه‌اى اندامان حس را از حس و حركت و استقامت باز مىدارد ، ليكن نه بطور كلى . پس مىتوان صرع را سد راه موقّتى به‌شمار آورد . . . بعضى از حالات صرع با غش كردن همراه است كه اطبا آن را خارج از صرع دانسته ولى در حقيقت صرع است " . نكته‌ى جالب توجّه در تعريف ابن سينا اين است كه تغييرات شعور را در برخى حالات صرع دانسته است نه در تمام حالات آن ، زيرا چنان‌كه مىدانيم در برخى از انواع صرع اين تغييرات وجود ندارد . در ضمن وى به خوبى به موقّتى و ناگهانى بودن اين اختلالات حسى و حركتى اشاره كرده است . اكثر صرع‌هاى تشنج‌زا از لوب فرونتال مغز سرچشمه مىگيرند و مىتوانند اختلالات حركتى مثل فلج و يا اختلالات حسى ايجاد كنند . ابن سينا نيز به اين نكته اشاره كرده است : " اكثرا صرع از تشنجى سرچشمه مىگيرد كه بطن جلو مغز را فراگرفته و به‌طور ناقص سدى را در راه نفوذ نيروى حس و حركت بطن جلو مغز بوجود آورده است كه بيمار را از برخاستن و راست ايستادن وامىدارد " . همچنين درباره‌ى علل ايجاد صرع آورده است : " [ علت آن ] درهم آمدن مغز براى راندن چيزى آزاردهنده [ است ] و اين آزاردهنده به مغز چندين نوع مىباشد : بخار يا حالتى سوزش‌آور يا رطوبتى بدگوهر يا خلطى كه بطور ناقص و نامتكامل راه‌بندانى در بطن مغز و دستگاه عصب‌ها پديد