تشخيصهاى افتراقى مىرود ، كه اين قسمت يكى از نقاط قوّت طب سنّتى مىباشد .
طبيبان ايرانى با اطلاع مناسب از آناتومى بدن و استفاده از سادهترين و در دسترسترين روشها ، يعنى گرفتن يك شرح بالينى و معاينهى فيزيكى كامل ، بسيارى از بيمارىها را تشخيص مىدادند . توصيف سرخك ، آبله ، تب يونجه و آلرژىهاى فصلى براى اوّلين بار در دنيا توسط رازى و شرح بسيارى از بيمارىهاى ديگر توسط ساير پزشكان طب سنّتى از اين دسته است . پزشكان طب سنّتى سعى مىكردند تا علايم و نشانههاى بيمارى را به صورت اختصار و قابل فهم براى دانشجويان خود مطرح كنند . بهعنوان نمونه به توصيف علايم كزاز از جرجانى توجه كنيد : " عضلهها و عصبها سخت شود و دندانها برهم نشيند « 1 » و بيمار خندان نمايد و خنده نباشد « 2 » و سبب آن كشيده شدن عضلهى رخساره باشد " .
استفادهى پزشكان طب سنّتى از آزمايشهاى پاراكلينيكى در نوع خود قابل تأمل است كه براى نمونه مىتوان از آزمايش ادرار نام برد كه در بخشهاى قبلى به صورت مفصل به آنها اشاره گرديد .
در پايان مبحث هر بيمارى ، طب سنّتى به بيان درمان مىپردازد .
درمانهاى طب سنّتى شامل روشهايى از قبيل درمانهاى روانشناسى ، دارودرمانى ( گياهى ، معدنى ، حيوانى ) و جراحى است .
براى آگاهى خوانندگان محترم از چگونگى توصيف ، نحوهى نگرش و
هامش
( 1 ) -Terismus( 2 ) - خندهى شيطانى ياRisus asardenicus