تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرورى بر تاريخ و مبانى طب سنتى اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢

1 - 5 - مقدمه

در هر سه سطح پيشگيرى ( اوّليه ، ثانويه ، ثالثيه ) ، طب سنّتى براى بيماران خود برنامه‌هايى دارد . برنامه‌هاى مربوط به سطح اوّل پيشگيرى ( ارتقا بهداشت و حفاظت اختصاصى ) در بخش " وضعيت بدن از نظر طب سنّتى " به صورت مشروح مورد بحث و بررسى قرار گرفت . اما طب سنّتى در سطح دوم پيشگيرى ( شناسايى و درمان سريع بيمارىها ) نيز وظيفه خود را فراموش نمىكند . همانند امروز ، در توضيح هر بيمارى ، طب سنّتى ابتدا به سراغ اپيدميولوژى بيمارى مىرود و اگر چه از آمار خبرى نبوده ولى به جنبه‌هاى ديگر اپيدميولوژيك بيمار اشاره مىكند : " هريك از فصول در هر منطقه از مناطق زمين ، نوعى بيمارى را برمىانگيزد . بر طبيب است كه بيمارى ويژه‌ى سرزمين‌هاى مختلف و توابع فصول مختلف را به خوبى بشناسد ، تا بتواند وسايل پيشگيرى يا چاره‌جويى و معالجه‌ى آنها را تدبير كند « 1 » " . سپس به اتيولوژى بيمارى مىپردازد و در توصيف علّت بيمارىهاى داخلى با توجه به اعتقاد خود به اخلاط اربعه ، تئورى عدم تعادل اخلاط را مطرح مىكند . بيشترين انتقادات از طرف طب نوين به طب سنّتى در همين قسمت وارد مىشود . طب نوين اكثر اين توجيهات را اشتباه مىداند و به همين خاطر به نفى طب سنّتى مىپردازد . در ادامه‌ى توضيح هر بيمارى ، طب سنّتى به سراغ يافته‌هاى بالينى و
هامش
( 1 ) - " القانون فى الطب " - ابن سينا