نجاتدهنده نباشد ، وجوب آن اجماعى است . كسانى مانند شيخ طوسى و ابن ادريس كه حفظ نفس غير را در همه جا واجب نمىدانند ، در اين صورت قائل به وجوباند ، ترديد آنها در وجوب ، آنجاست كه حفظ نفس غير بر بذل مال متوقّف باشد و ازاينرو ، در جواهر پس از نقل كلام شيخ و ابن ادريس آمده است : آنچه در اين سخن است پوشيده نماند ، زيرا وجوب حفظ نفس مؤمن محترم ، جاى ترديد نيست » .
دلايل وجوب حفظ نفس مؤمن
1 . حكم عقل به حسن حفظ نفس مؤمن .
2 . اجماع علما بر وجوب حفظ نفس مؤمن .
3 . آيهء
مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً ؛
« 1 » هركه بىآنكه كسى شخصى را كشته باشد يا در زمين تباهكارى كند ، او را بكشد ، چنان است كه همهء مردمان را كشته است و هركه يك نفر را زنده كند ، گويا همهء مردم را زنده كرده است .
همچنانكه قسمت اوّل آيه بيان مىكند كه قتل ( به ناحق ) در نهايت درجهء نفرت و حرمت و استحقاق عذاب است ، قسمت دوم آيه بيانگر آن است كه احياى نفس در نهايت مرتبهء محبوبيّت و وجوب و استحقاق ثواب و پاداش مىباشد .
در كتاب كافى از حمران - در تفسير آيه - روايت شده است :
هركه كسى را به ناحق بكشد ، در جايى از جهنم مىافتد كه داراى شديدترين عذاب است ، به گونهاى كه اگر همهء مردم را مىكشت در اين مكان وارد مىشد . « 2 »
و نيز فضيل بن يسار مىگويد : از امام باقر عليه السّلام دربارهء آيهء
وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً ؛
هركه يك تن را زنده كند گويا همهء مردم را حيات بخشيده است ، پرسيدم ، امام عليه السّلام فرمود : « ( نجات دهد ) از سوختن يا غرق شدن » . پيداست كه « سوختن يا
هامش
( 1 ) . مائده ( 5 ) آيهء 32 .
( 2 ) . الكافى ، ج 7 ، ص 271 .