در مسئلهء اضطرار غير به طعام شخص در جواهر آمده است :
بلى ، اگر شخص خود نيز مضطر به آن غذا باشد ، بخشش آن بر ديگرى واجب نيست مگر آنكه ديگرى پيامبر يا جانشين او باشد كه از خودش اولييند ؛ بلكه در اين صورت بخشيدن خوراك به غير اين دو جايز نيست . « 1 »
و در مسالك مىخوانيم :
اصح آن است كه در صورت تساوى ديگرى در اسلام و احترام ، بذل غذا به وى جايز مىباشد « 2 » .
سخن صاحب جواهر دلالت دارد بر اينكه حفظ نفس خود شخص - در فرض اضطرار - از حفظ نفس ديگرى اولى و اهم و ارجح است ، درحالىكه كلام شهيد دلالت مىكند كه در اينجا اهميّت و رجحان خويشتن بايسته نيست و حكم به تساوى درست است .
مؤيّد اهميّت حفظ نفس خود شخص - در فرض مذكور - امورى است :
1 . علما - در قاعدهء ضرر - گفتهاند كه دفع ضررى كه متوجّه غير است ، به تحمّل ضرر ، واجب نيست ؛ براى نمونه : اگر مسير سيل به سوى خانهء همسايه است ، لزومى ندارد كه انسان مسير آن را به طرف خانهء خودش برگرداند تا به همسايه آسيب نرسد .
2 . در نوع آدمى و بلكه حيوانات ، حس و نيرويى وجود دارد كه حفظ نفس خود را - هنگام خطر نابودى - مقدّم مىدارد .
3 . در سخن بزرگان آمده است كه « نزديكان اولى به معروفاند » و نفس انسان از هر خويشاوندى به او نزديكتر است .
4 . در مسئلهء مواسات ، نهايت چيزى كه ثابت مىشود ، مساوات با برادران ايمانى در مال و امكانات مادى است ؛ براى نمونه : اگر انسان دو دست لباس دارد ، شايسته است يكى از آن دو را به برادر دينىاش ببخشد يا عاريه دهد .
شيخ صدوق در كتاب اخوان ، روايتى را از امام باقر عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود :
هامش
( 1 ) . جواهر الكلام ، ج 36 ، ص 433 .
( 2 ) . همان .