در عهد اكبرى عين الملك شيرازى هم مقام شامخى را دارا بود . نسب وى از جانب مادر به محقق دوانى مىرسد . صاحب مآثر الامراء راجع بفضل و كمال او مىنويسد : « در علم رتبهء عالى داشت « 1 » »
و ملا عبد القادر بدايونى مىگويد : « در علم رتبهء عاليه داشت و صاحب مكارم اخلاق بود « 2 » »
در شعر دوائى تخلص مىكرد « 3 » . وفاتش در 1003 ه اتفاق افتاد « 4 » . ازوست :
در شب هجر كه جان بايد سوخت * كار دلدرد و غم اندوختنست
اى دوائى طلب وصل بتان * شعله و پنبه بهم دوختنست
« 5 » پسرش نور الدين عبد اللّه شيرازى معروف بنور الدين عين الملك شيرازى نيز مرتبهء امام فن را داشت « 6 » . تأليف وى انيس المعالجين در كشور ما در هرجا بدست مىآيد و سه بار در چاپخانهء نولكشور كانپور چاپ گرديده است . نور الدين براى شاهجهان الفاظ الادويه تأليف كرد ( نسخهء خطى آن مكتوبه 1254 ه در كتابخانهء دانشگاه پنجاب وجود دارد ) و براى داراشكوه « طب دار اشكوهى » نوشت « 7 » . نسخهء خطى آن در كتابخانهء ملى پاريس بنام « علاجات دارا شكوهى » وجود دارد « 8 » . يك مثنوى در مدح شاهجهان و اين شعر نغز ازوست :
نماند در دل من آب و اين سيهچشمان * هنوز ازين دل ويران خراج مىطلبند
« 9 »
هامش
( 1 ) - مآثر الامراء ، مجلد 1 ، ص 522 .
( 2 ) - منتخب التواريخ ، مجلد سوم ، ص 164 .
( 3 ) - ايضا ، ص 161 .
( 4 ) - قاموس المشاهير ، مجلد دوم ، ص 106 .
( 5 ) - پزشكان نامى پارس ، ص 124 .
( 6 ) - شعر العجم ، مجلد سوم ، ص 67 .
( 7 ) - نزهة الخواطر ، مجلد پنجم ، ص 296 .
( 8 ) - بزم تيموريه ، ص 410 .
( 9 ) - پزشكان نامى پارس ، ص 209 .