تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ روابط پزشكى ايران و پاكستان ( فارسى ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
هند را اختيار نمود . نجم‌آبادى در كتاب خود « تاريخ طب ايران » با اشاره بكتاب كليله و دمنه بهرام‌شاهى ، تفصيلات و داستان اين مسافرت را تعريف نموده « 1 » . ابو الفضل در « آيين اكبرى » دربارهء عشق و جنونى كه برزويه به علم و دانش داشت مىگويد : « او بهند آمد ، دكان سودا آراست و خويشتن را نادان نموده خواستگار شناسايى شد « 2 » » . شاعر بزرگ ايران فردوسى در شاهنامه برزويه را بنام « مرد پاكيزه راى » ياد كرده . در آنجا كه انوشيروان به او خطاب مىكند و مىگويد :
چو برخواند آن نامهء شاه راى * به دو گفت « كاى مرد پاكيزه راى « 3 » » بد و نيك هندوستان پيش تست * بزرگى مرا در كم‌وبيش تست
در دورهء ساسانيان بعد از انوشيروان ، شهر گنديشاپور كه آثار و مبانى دانشگاه آن تا حال در خوزستان وجود دارد « 4 » ، بزرگترين مركزهاى تدريس و تعليم پزشكى هند و يونان و مصر بود « 5 » ، و همينجا سرآمدان علم و هنر دنيا جمع شده و از مساعى آنان يك مكتب مشترك فكر طب در هند و ايران بوجود آمد . دانشگاه گنديشاپور ادارهء بزرگ علمى و هنرى پزشكان جليل القدرى بود كه از عنايات و الطاف خلفاى بنى عباس بهره‌ور مىشدند . بسيارى از اطباى ممتاز و مقتدر دودمان بختيشوع و آل حنين به اين دانشگاه مربوط بودند . حتى
هامش
( 1 ) - تاريخ طب ايران ، ص 437 - 442 - ( 2 ) - آئين اكبرى ، مجلد دوم ، ص 201 - ( 3 ) - تاريخ طب ايران ، ص 443 - ( 4 ) - محريبين ميديسن از پروفسور براون ، ص 19 - ( 5 ) - تاريخ طب ايران ، ص 454 -