تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ روابط پزشكى ايران و پاكستان ( فارسى ) — صفحة 2

مساهمون:

ص٢
وسيلهء چهارم ، سخاوت و فياضى سلاطين هند بود كه علماء بزرگ ايران‌زمين را براى مسافرت و مهاجرت به هند تشويق مىكردند . در زمان پيشين ، وقتىكه هنر پزشكى در شبه قاره پاكستان و هند ، در قالب تاريخ ، صورت علمى اختيار مىنمود ، نتيجه‌هاى آن از راه ايران سراسر دنياى علم و هنر و ارباب علم و دانش را تحت تأثير قرار مىداد ، چنان كه قبل از يورش اسكندر كبير بر اين شبه قاره ، در اينجا دو دانشگاه وجود داشت ، يكى در بنارس و ديگرى در تكميلا « 1 » ( كه اكنون در پاكستان قرار دارد ) از اينجا اشعهء علوم و فنون بتوسط بازرگانان و سياحان تا كشور ايران مىرسيد . مختصرا مىتوان گفت كه در ابتداء مهاجمان و مهاجرانى كه در صورت كاروانها از وسط آسيا و اروپا وارد هند و پاكستان شدند ، در مبادلهء هنرهاى خود حتما بهرهء بسيار داشته‌اند ، و اگر اين قول صحيح است كه در ايران سيصد سال قبل از مسيح ، عهد تاريخ طب ، عهد آريائى « 2 » است ، كه مركز آن خوارزم بود پس بايد اين امر را قبول كرد كه بين پاكستان و هند و ايران براى افزونى روابط و مناسبات باهمى نسل آريا ، يك وسيلهء بزرگ ديگر بود . و با اين‌همه بايد هم اين امر را پذيرفت كه در اين شبه قاره در ضمن مبادلهء علوم و هنرهاى پزشكى ، ناحيه بىكه نخستين مرتبه و زياده‌تر متأثر شد ، پاكستان است كه بعد از قسمت شدن شبه قاره بوجود آمد . چه مرزهاى جغرافياى اين كشور نو اسلامى با مرزهاى كشور ايران اتصال و پيوند دارد . در زمانى كه اسكندر يونانى بايران رسيد ، فيليپوس پزشك بزرگ يونان نيز همركاب او بود و چون وى در سال 328 ق م بهند آمد ، چنان كه در شاهنامهء فردوسى تعريف شده ، از جانب راى كيد يك دختر و يك جام و يك فيلسوف
هامش
( 1 ) - تاريخ الاطباء ، ص 844 - چاپ لاهور . ( 2 ) - تاريخ طب ايران ، چاپ ايران ، ص 152 .