ابن سرافيون هم به اين درسگاه علاقهيى داشت و عيسى ابن شهلا و عيسى ابن صهاربخت و شاپور پسر سهل نيز به آن مركز علمى بستگى داشتهاند « 1 » .
ابن ابى اصيبعه در كتاب « عيون الانباء فى طبقات الاطباء » دربارهء آثار و اسماى « بيدهاى » كه از هند به ايران و عراق مسافرت كرده و بدانجا گذشته از علاج و معالجه و خدمات طبى ديگر و مشاغل تأليف و ترجمه نيز داشتند ، شرح مختصرى نموده است « 2 » . نجمآبادى همه اين بيدها را به « پزشكان هندى جنديشاپور » ياد مىكند « 3 » ، چه اين پزشكان حتما از اهل هنر و دانش گنديشاپور و در مبادلهء علوم و هنرهاى طبى و ترجمهء كتب طبى و معالجهء امراض با پزشكان گنديشاپور انباز بودند . يكى ازين بيدها كنكه است ( شايد گنگا « 4 » صحيحتر باشد ) . وى بدعوت هارون الرشيد عباسى در اواخر قرن دوم هجرى قمرى به بغداد رفت و در ايران بعضى از كتابهاى هندى را به پهلوى ترجمه نمود كه يكى از آنها دربارهء علم جراحى و پزشكى هند بود بنام سشرت « 5 » . وى بعد از مسافرت خراسان و بلخ بهندوستان مراجعت نمود .
يكى ازين پزشكان هندى شاناق هندى ( شايد شارنگ دهر ) كتابى هندى راجع به علم سموم را به پهلوى منتقل كرد ، كتاب مزبور به زبان آلمانى هم ترجمه شده است « 6 » . ابن ابى اصيبعه گذشته از كنكه و شاناق هندى پزشكان هندى ديگر مانند منجهل ( شايد منگل ) و سنجهل ( شايد سنديليه ) و جودهر ( شايد بشودهرا ) و منكه ( شايد مانكيه ) و صالح ابن بهله ( شايد سالى ) را نيز نام مىبرد « 7 » كه در
هامش
( 1 ) - تاريخ طب ايران ، ص 460 -
( 2 ) - عيون الانباء فى طبقات الاطبا ، مجلد دوم ، ص 32 - 35 -
( 3 ) - تاريخ طب ايران ، ص 461 -
( 4 ) - تاريخ سند ، ص 170 -
( 5 ) - تاريخ طب ايران ، ص 461 -
( 6 ) - ايضا ، مجلد اول ، ص 461 -
( 7 ) - عيون الانباء فى طبقات الاطباء ، مجلد دوم ، ص 33 - 3 -