دارم اميد ديد روى ترا * كاش بينم بهار كوى ترا
مرحلهء دوم را اينطور طى كردم كه در تاريخ طب كار ترجمه و تأليف و نشر را آغاز نمودم و آثار زير را ترجمه و تأليف كردم .
1 - « طب يونانى » كتابچهيى به زبان اردو . تأليف كردم .
2 - اريبين ميديسن
( Arabian Medicine )
از دكتر ادوارد جى برون را به زبان اردو برگردانيدم و اضافات و شروح و تنقيدات كردم شروح و تنقيدات مشتملست بر 480 صفحه و در سال 1957 ميلادى دانشگاه پنجاب براى اين ترجمه نگارنده را جائزهء نقدى اعطاء نمود .
3 - ترجمهء كتاب استاد فاضل و گرامى دكتر سهيل انور باردو بعنوان « تركى نظام طب » .
4 - كتابى دربارهء احوال و آثار « جمال الدين اقسرائى » .
5 - كتابچهاى به زبان انگليسى
( Muslim Contribution to Medicine )
مجله « الازهر » قاهره اين كتاب را بعنوان المساهمة الاسلامية فى الطب » چاپ كرد .
هنوز اين كار ترجمه تأليف ادامه داشت كه در سال 1960 م دوست عزيز گرامى دكتر محمود نجمآبادى نگارنده را وادار كرد كه كتابى دربارهء تاريخ روابط پزشكى بين ايران و پاكستان بنويسم . فاضل گرامى آقاى دكتر ذبيح اللّه صفا هم اين رأى دوست گراميم را تأييد فرمودند . اين رأى عالى دوست نگارنده را نيز پسند خاطر افتاد به اين علت كه پيشتر از اين دربارهء روابط علمى و فرهنگى و مذهبى و ادبى بين اين دو كشور برادر و همكيش چندين كتاب تأليف شده ولى تا اين وقت هيچ كتابى راجع بروابط پزشكى از نظر بنده نگذشته حال آنكه قرنهاست كه « طب قديم » وسيلهء مهم روابط دوستى بين اين دو كشور بوده است .
ديرى نگذشت كه دلى به دريا زده با همه بضاعت ناقص خودم را براى اين