زمين بدان اهميت فوق العاده مىدهند كه مىتوان از گياهان طبى كه در قديم از آنها استفاده مىكردند استفاده كرد و احتياج به داروهاى جديد نبود .
شاهكار بزرگ آقاى پرفسور نير واسطى بيشتر در فصل آخر يا تتمهء كتاب است كه باوجدانى پاك و ايمانى محكم و تجربهيى بىنظير توانسته است « طب ابن سينايى » را به عالميان نشان دهد . و در حقيقت يك دورهء طب ابن سينايى است يا بهتر عرض كنم هركه اين قسمت از كتاب را بخواند بمانند آن است كه « قانون » ابن سينا را خوانده است و ديگر احتياجى به خواندن چند صد صفحهء كتابهاى پنجگانهء قانون را نخواهد داشت .
بنده اهل مجامله نيستم و مطالب را كوشش كردهام بسيار روشن عرض كنم و به قول نظامى شاعر بلندپايهء ايرانى :
عاريت كس نپذيرفتهام * آنچه دلم گفت بگو گفتهام
بهطور خلاصه آن قسمت از كتاب حاضر كه جنبهء تاريخى دارد ، بسيار جامع از روى اسناد و مدارك با كمال امانت تهيه گرديده و آن قسمت كه شاهكار كتاب است يعنى « طب ابن سينايى » است از مطالعهء دقيق قانون شيخ و تجارب شخصى مؤلف است .
بارى آنان كه با قانون ابن سينا سروكار دارند و از آن استفاده مىكنند مخصوصا ( همكاران محترم ) توجه دارند كه بندهء كمترين چه عرض مىكنم .
راستى اگر مقرر شود طبيبى به جميع موضوعات قانون و پنج كتاب آن اطلاع مختصر داشته باشد ، ساليان دراز وقت لازم دارد تا بتواند مختصرى از مطالب قانون مطلع گردد .
بندهء ناچيز كه قريب چهل سال با تاريخ طب و تا اندازهيى با طب رازى و ابن سينا و گرگانى و كتابهاى آنان سروكار دارم و در بسيارى از انجمنهاى