بود برايم ارسال دارند . عجب مرد وفادار و خوشقولى بودند . هنوز مسافرتشان تمام نشده بود كه تمام آنچه كه مىخواستم برايم فرستادند . و رفع احتياج اين جانب براى تأليف چند كتاب شد كه بدينوسيله از ايشان مجددا تشكر مىكنم
از آن پس رابطهء علمى و طبى بين ايشان و بندهء كمترين برقرار گرديد .
از مجلات و كتب شبهقارهء پاكستان و هندوستان آنچه كه مورد لزوم بنده بود هرچه مىخواستم بلافاصله التفات مىكردند .
پس از بار اول سه بار ديگر نيز به تهران آمدند كه در هربار سه بار چند سخنرانى در « انجمن ايرانى تاريخ علوم و طب و دانشكدهء بهداشت دانشگاه تهران » ايراد نمودند و بدينترتيب رابطهء علمى ما مستحكمتر گرديد .
نتيجهيى كه از اين ديدارها حاصل شد آن است كه به نظر بنده ، ايشان طبيبى حاذق و محقق و مورخى مدقق و طلبهيى تشنهء علم مىباشد . در سفر اخير كه در سال 1352 خورشيدى براى شركت در كنگرهء هزارهء ابو ريحان بيرونى به پاكستان دعوت شدم در لاهور اتفاق ملاقات با ايشان ميسر گرديد و قريب پنج روز در خدمتشان درك فيض كردم و از دانشكدهء « طب ابن سينائى و يونانى » بازديد كردم . الحق مركزى بزرگ از علوم طبى پزشكان ديروز ايران مىباشد .
در اين مركز بزرگ اصول تدريس طب به همان شيوهء صد سال قبل در ايران به عمل مىآيد كه بسيار منظم و مرتب و اصول تداوى با گياهان و عقاقير و مواد طبيعى معدنى و نباتى و حيوانى است .
اگر به عرض مطالب بالا مبادرت گرديد از آن نظر بود كه امروز اطباء و دانشمندان مغرب زمين به رمز طبابت ديروزى پىبردهاند و بسيارى از درمانهاى ديروزى را امروز مجرى مىدارند .
بههرحال و به هر جهت تا اينجا در حقيقت معرفى بسيار مختصر از مؤلف اين كتاب بود .
تاريخ روابط پزشكى ايران و پاكستان ( فارسى ) — صفحة ديباچه 15
مساهمون: حكيم نير واسطى
صديباچه ١٥