رسيد و پزشكان اين كشور طبق تجربيات و اطلاعات پزشكى ايران را در پزشكى خود وارد كردند . سلاطين هند اسلامى به آن توجه مخصوصى مبذول داشتند .
نخستين كتابى كه در آن اطلاعاتى متضمن به تجربيات و عقاقير و نباتات اين كشور به فارسى نوشته شده شايد مجموع ضيائى است كه ضيا محمد رشيد زنگى عمر غزنوى معروف بمباركباد پزشك دربار محمد بن تغلق در سال 730 ه تأليف كرد « 1 » .
دومين كتاب طب هندى كه آن هم بفارسيست ، معدن الشفاى سكندر شاهيست « 2 » كه بهوه بن خواص خان در زمان سكندر لودى در سال 918 ه تصنيف كرد . بهوه حاجب خاص و مير عدل و نخستوزير سكندر لودى و هم دانشمند بزرگ فارسى و عربى و سانسكرت بود . بتصوف علاقه زياد داشت و در حلقهء ارادت مولانا عبد القدوس گنگوهى ( م 945 ه ) در آمده بود « 3 » . در پزشكى كارنامهء بزرگ وى همان كتاب مزبور است كه در تأليف آن از مولفين طب هندى مانند سشرت و چرك و شارنگ دهر و چنتامن و نيك سين استفاده كرده و در تعريف كردن همه اطلاعات مهم طب هندى مصطلحات اهل هند را به فارسى به كار برده است .
سومين كتاب مهم اين سلسله دستور الاطباء يا اختيارات قاسميست . يكى از نسخههاى خطى اين كتاب در كتابخانهء دار العلوم ديوبند و نسخهء ديگر در كتابخانهء دانشگاه پنجاب وجود دارد « 4 » . اين كتاب يكى از آثار محمد قاسم فرشته مؤلف تاريخ گلشن ابراهيمى معروف بتاريخ فرشته است كه در سال 1591 ميلادى بايماى سلطان ابراهيم عادل شاه دوم نوشت . وى در اين كتاب ( اختيارات قاسمى ) بعد از مطالعه ذخاير علوم ايران و تركيه و عرب اطلاعاتى دربارهء روش درمان و معالجهء طب هندى گردآورده است .
هامش
( 1 ) - مجلهء همدرد « صحت » دهلى بابت مه 1960 م .
( 2 ) - معدن الشفا در سال 1323 ه در مطبع نولكشور چاپ گرديده .
( 3 ) -Studies in Arabic and Persian Medical Literature P . 109( 4 ) - اين تصنيف حكيم سيد محمد قاسم استرآبادى معروف بفرشته در سال 1319 ه در مطبع افغانى امرتسر چاپ گرديده .