سردرد :
در ايرانشهر سر مريض را در پوست بز دوقلو مىكنند ، در اين مورد رنگ پوست ملاك نيست ( جانب اللهى ، 1381 : 252 ) .
استخواندرد :
در آبكنار گيلان بيمار را در پوست گوسفند مىكنند ( ميرشكرايى : 472 ) .
كوفتگى و درد عضلات :
در قشم اول محل درد را داغ مىكنند و سپس بيمار را در پوست مىكنند ( نوربخش ، 1369 : 316 ) .
مارگزيدگى :
در گيلان بز زرد را سر مىبرند و پوستش را بر روى محل گزيدگى مىگذارند ( ميرشكرايى : 473 ) .
در روستاى شيخ خلف شوش محل مارگزيدگى را بريده ، فشار مىدهند يا مىمكند كه زهرش خارج شود ، سپس داخل پوست گراز يا بزى كه تازه سر بريدهاند مىگذارند و علفى به نام كبر « 1 » را با شير مخلوط كرده به مصدوم مىخورانند تا استفراغ كند ( ترابزاده و ديگران : 142 ) .
رماتيسم :
در خوزستان پاى بيمار را در پوست گراز تازه شكارشده كه هنوز گرم است مىگذارند ( افشار سيستانى ، 1370 : 319 ) .
فرورفتگى استخوان سر :
در لرستان و ايلام پوست گاوى كه تازه كشتهاند بر سر بيمار مىكشند كه تا زمان بهبودى بايد اين درمان ادامه يابد ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 278 ) .
ختنه :
در مهريز گردى كه از تراشيدن خوم گيوه ( قسمت چرمى پاشنه يا نوك تخت گيوه كه از پوست شتر يا گاو است ) به دست مىآمد ، روى زخم مىريختند ( جانب اللهى ، 1386 : 47 ) .
در ميمند ( كرمان ) نيز اين ماده را كه به آن بلغار « 2 » مىگويند با روغن و زردچوبه قاطى مىكردند و روى زخم ( عموم زخمها ) مىگذاشتند و آن را مىبستند ( شهشهانى : 109 ) .
سرماخوردگى :
در اردبيل در سرماخوردگىهاى حاد بيمار را براى يك ساعت در پوست مىكردند ( وجدانىفر و ديگران : 301 ) .
سوختگى :
در روستاى گاوان آهنگر ( قائمشهر ) اگر ميزان سوختگى زياد بود مريض را در پوست بزغالهء تازه ذبح شده مىكردند ( حسنى و ديگران ، 1382 : 247 ) .
درمان با امعا و احشاى حيوان
شبكورى
در خوزستان جگر گوسفند را با فلفل سياه مىكوبيدند و با ميل باريكى آن را به
هامش
( 1 ) .kabar( 2 ) .bolq r