چشم بيمار مىكشيدند ( افشار سيستانى 1370 : 320 ) .
در گيلان جگر سفيد گوسفند را بدون نمك و نيمپخته مىخورند ( ميرشكرايى : 471 ) .
چشمدرد :
در هزاوه براى درمان پيله كردن چشم ، سر بيمار را در شكم گوسفندى كه تازه سر بريده بودند ، فرو مىبردند ( ضيغمى : 166 ) .
در گيلان جگر سفيد گوسفند را بر پلك مىبندند ( ميرشكرايى : 471 ) .
گوشدرد :
در خراسان زهرهء بز را در چنگ خود مىفشارند و چند قطره از آب آن را در گوش مىريزند ( شكورزاده : 234 ) .
در لرستان مقدارى زهرهء گاو را در گوشى كه درد مىكند مىريزند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 265 ) .
در دهستان سطر ( سنقر ) نرينهء روباه را با پارچهاى روى گوش مىگذاشتند ( رستمى و ديگران : 206 ) .
شبادرارى :
در بافق قلوهء گوسفند نر را كباب كرده به بيمار مىدهند ( جانب اللهى ، 1384 : 123 ) .
در هزاوه ناشى از سستى كمر مىدانند و به بچه دنبلان كباب كرده مىدهند ( ضيغمى : 164 ) .
در لرستان و ايلام سرخ كردهء پرز شكمبه تجويز مىكنند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 270 ) .
در قائمشهر طحال گوسفند را كباب كرده و به كودك مىدهند ( حسنى و ديگران ، 247 : 1382 ) .
در ميبد حسنگ « 1 » ( طحال ، سپرز ) گوسفند را مىكوبيدند و كمى هم آهك به آن اضافه مىكردند و به كمر بچه مىماليدند . كباب قلوه يا دنبلان گوسفند هم مفيد است ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .
در خراسان هم سپرز گوسفند را كباب يا نيمپز كرده به كودك مىدهند ( شكورزاده : 261 ) .
در اردكان به بچهاى كه نمىتواند ادرار خود را كنترل كند سپرز و دنبلان را روى آتش مىپزند و به او مىدهند ( طباطبايى : 673 ) .
در دليجان دنبلان گوسفند را كباب كرده به كودك مىدهند ( نوبان و ديگران : 236 ) .
رماتيسم پا :
در بافق پاى بيمار را داخل شكمبهء گوسفند تازه ذبح شده قرار مىدهند ( جانب اللهى ، 1384 : 123 ) .
جراحت :
در شهركرد مقدارى گرد حرام مغز روى جراحت مىپاشند تا خون بند بيايد ( حسنى و ديگران ، 1375 : 247 ) .
دمل :
در بافق براى بر طرف شدن دمل ، حرام مغز ( نخاع ) گوسفند تازه ذبحشدهاى را با مقدارى از پوست آن روى دمل مىگذارند و با پارچهاى مىبندند ( جانب اللهى ، 1384 : 124 ) .
در رى زهرهء گاو را با شيشه خرده مخلوط كرده روى دمل مىگذارند ( جانب اللهى ، سليمى مؤيد ، 1374 : 35 ) .
هامش
( 1 ) .hasanog