معناى مايع است . از لحاظى ديگر ، مىتوان گفت : منظور از ماء ، همان آب معروف است و اگر مىگويد انسان از آب آفريده شده است بنا بر آنست كه :
*
« وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ »
( انبياء / 30 )
چيزى كه بيشتر منشأ توهم اختلاف مىشود ، تعبيرات : تراب ، طين ، حما مسنون ، صلصال و امثال آنهاست مىگوييم : اين تعبيرات هم ، قابل جمع است : خاك با افزودن آب « طين » ( گل ) مىشود ، وقتى آبش كم شود و خشك گردد « صلصال » مىگردد و به گل و لاى كنار جوى و دريا « حما » اطلاق مىشود وقتى چسبنده باشد :
*
« طِينٍ لازِبٍ »
( صافات / 11 ) نام دارد و همهى اينها از « تراب » است .
انسان نخستين تنها از تراب يا طين خلق شده است ولى انسانهاى مراحل بعدى از نطفه آفريده شدهاند . پس به ساير انسانها نيز به لحاظ مبدا مىتوان گفت از تراب و به لحاظ مبدا قريب ، از نطفه ، آفريده شدهاند .
بررسى آيات مربوط به آفرينش انسان :
آياتى داريم كه مىفرمايد : خدا انسان را آفريد درحالىكه قبلا او چيزى نبوده است .
*
« وَ قَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَكُ شَيْئاً »
( مريم / 9 )
هنگامى كه خداوند به زكريا بشارت فرزند داد و او شگفتزده شد ، براى رفع شگفتى او ، فرمود : خود تو را آفريديم درحالىكه چيزى نبودى ، به تعبير ساده يعنى : انسان از نيستى آفريده شده است ( 4 ) . دربارهى كل انسانها نيز مىفرمايد :
*
« أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً »
( مريم / 67 )
*
« هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً »
( الانسان / 1 )
مفاد دو آيهى اول اينست كه خدا انسان را آفريد درحالىكه سابقا چيزى نبود و « لا شىء » بود و مفاد آيهى اخير اينست كه چيزى بنام « انسان » وجود نداشت .
- در چند آيه ، « زمين » را منشأ مىداند :
*
« هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ »
( هود / 61 )