1 - نخست مىگويد : " مادران فرزندان خود را دو سال تمام شير مىدهند "
( وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ ) .
حق شير دادن در دو سال شيرخوارگى به مادر داده شده ، و اوست كه مىتواند در اين مدت از فرزند خود نگاهدارى كند و به اصطلاح حق حضانت در اين مدت از آن مادر است ، هرچند ولايت بر اطفال صغير به عهدهء پدر گذاشته شده است ، اما از آنجا كه تغذيهء جسم و جان نوزاد در اين مدت با شير و عواطف مادر پيوند ناگسستنى دارد اين حق به مادر داده شده ، علاوه بر اين عواطف مادر نيز بايد رعايت شود ، زيرا او نمىتواند آغوش خود را در چنين لحظات حساسى از كودكش خالى ببيند و در برابر وضع نوزادش بىتفاوت باشد ، بنابراين قرار دادن حق حضانت و نگاهدارى و شير دادن براى مادر يك نوع حق دوجانبه است كه هم براى رعايت حال فرزند است و هم مادر ، و تعبير " اولادهنّ " ( فرزندانشان ) اشارهء لطيفى به اين مطلب است .
2 - سپس مىافزايد " اين براى كسى است كه بخواهد دوران شيرخوارگى را كامل كند "
« لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضاعَةَ . »
يعنى مدت شير دادن طفل لازم نيست همواره دو سال باشد ، دو سال براى كسى است كه مىخواهد شير دادن را كامل كند ، ولى با توجه به آنچه در سوره احقاف هم آمده مادران حق دارند با در نظر گرفتن مصلحت و سلامت نوزاد اين مدت را كمتر كنند .
3 - هزينهء زندگى مادر از نظر غذا و لباس در دوران شير دادن بر عهدهء پدر نوزاد است تا مادر با خاطرى آسوده بتواند فرزند را شير دهد لذا در ادامهء آيه مىفرمايد : " و بر آن كسى كه فرزند براى او متولد شده ( پدر ) لازم است ، خوراك و پوشاك مادران را بهطور شايسته بپردازد "
« وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ » .
4 - در ادامهء آيه ، سخن از مسألهء بازداشتن كودك از شير به ميان آمده و اختيار آن را به پدر و مادر واگذاشته ، هرچند در جملههاى سابق زمانى براى شير دادن كودك تعيين شده بود ، ولى پدر و مادر با توجه به وضع جسمى و روحى او ، و توافق يكديگر مىتوانند كودك را در