با توجه به اينكه ازدواج پديدهاى است اجتماعى و عمومى و داراى اهميت بسيار و با وجود ضرورت قطعى آن ، در هيچ كجا تأكيدى در خصوص سن ازدواج به عمل نيامده ، جز در دين و قانون كه حد نصابى وجود دارد ولى عملا سنين ازدواج بسيار متفاوت مىباشد . ( 11 ) بنابراين ، مىتوان نتيجه گرفت : اسلام در الگوى مطلوب خود ، پايين بودن سن ازدواج را اصل مىداند . در عين حال ، مشكلات ناشى از ازدواجهاى زودهنگام را ناديده نمىگيرد و در جهت رفع آنها كوشش مىنمايد . ( 7 )
عوامل افزايش سن ازدواج :
به هر تقدير ، سن ازدواج در هر جامعهاى برحسب شرايط محيطى ، اقتصادى ، اجتماعى و فرهنگى خاص آن جامعه تعيين مىگردد .
الف . عوامل اجتماعى :
از نقطهنظر اجتماعى بدون ترديد ازدواج واجد ارزش است و از آن جمله آداب اجتماعى است كه در تمام جوامع بشرى آنطور كه تاريخ نشان مىدهد تا به امروز متداول بوده و اين خود دليلى بر اينكه يك سنت فطرى است مىباشد ( 4 ) . زندگى اجتماعى يكى از ضروريات حيات انسان است ، بهگونهاى كه بشر بدون اجتماع قادر به ادامه زندگى نيست ، ولى با اين حال ، اگر در برنامهريزى و سياستگذارى اداره جامعه ، دقت كافى نشود ، مشكلات زيادى به وجود مىآيد . برخى از عوامل افزايش سن ازدواج به مسائل اجتماعى برمىگردد :
1 . افزايش جرايم و آسيبهاى اجتماعى و خانوادگى : بالا رفتن جرايم و آسيبهاى اجتماعى و خانوادگى مانند : اعتياد ، بىبند و بارى ، همسرآزارى ، طلاق ، روابط سرد همسران ، دخالت اطرافيان و مانند آن ، نه تنها موجب از هم پاشيدگى خانوادهها شده ، بلكه موجب سلب اعتماد جوانان از ازدواج گرديده است . ( 13 )
2 . طولانى بودن تحصيلات دانشگاهى : طولانى بودن مدت تحصيلات دانشگاه و افزايش نسبت دختران به پسران و همچنين دختران به علت داشتن تحصيلات دانشگاهى ، حاضر به ازدواج نيستند . ( منبع بالا )