1 . ارزش داشتن تأهّل :
اگر تأهّل و همسر داشتن بهعنوان يك ارزش ، و تجرّد ضد ارزش تلقّى شود ، همان گونه كه در روايات اهل بيت ( عليهم السّلام ) آمده است ، كمك زيادى به تغيير نگرش افراد نسبت به سن ازدواج مىشود . ( 9 )
2 . درجهبندى ملاكهاى انتخاب همسر :
در فرهنگ دينى ، مهمترين ملاك براى انتخاب همسر ، ايمان و اخلاق است و ملاكهاى ديگر از اهميت كمترى برخوردارند . اين در حالى است كه در جامعه كنونى ما ، ملاكهايى همچون مدرك ، ثروت ، پست و مقام و بهطور كلى ، مظاهر مادى بيشترين اهميت را دارند . ( 9 )
3 . گسترش فرهنگ حجاب :
در جامعهاى كه فرهنگ « حجاب » حاكم باشد و رابطه با نامحرم طبق موازين شرعى باشد و از اختلاطهاى مضر و فسادانگيز بين پسر و دختر پرهيز شود ، زمينه براى ارضاى نامشروع نيازهاى جنسى بسيار كم مىشود .
4 . گسترش فرهنگ قناعت و ساده زيستى :
اگر در جامعه ساده زيستى و استفاده از حد اقل امكانات مادى ارزش گردد و يا - دست كم - ضد ارزش نباشد ، سن ازدواج كاهش پيدا مىكند .
ازدواج در خلال تحصيل :
يكى از عوامل افزايش پيدا كردن سن ازدواج ، تحصيل است . اگر به گونهاى برنامهريزى شود كه دانشجويان قادر باشند در خلال تحصيل ، ازدواج كنند ، سن ازدواج در بين اين قشر ، كه مهمترين و حسّاسترين بخش جامعه هستند ، كاهش پيدا مىكند .
ب . راهبردهاى اقتصادى :
1 . حتى الامكان هزينهها را كاهش بدهيم .
2 . منابع اقتصادى و توليد ثروت را براى جوانان فراهم كنيم .
بنابراين ، راهبردهاى ذيل مىتوانند ما را در عملى ساختن دو هدف مزبور يارى دهند .
الف - كاستن از هزينههاى اضافى : اعم از هزينههاى جشن عقد و عروسى ، يا جهيزيه ، مسكن و ساير لوازم زندگى كه ضرورت ندارند .
ب - هميارى در هزينههاى ازدواج