شركتكننده ( 7 )
« توى روستا زندگى مىكنيم ، خانهدارى ، كشاورزى هم مىكنيم . شوهرم هم كشاورزى مىكند . هميشه مشكل داريم . ديگه خسته شدم . »
ريپيكت « 1 » در مطالعه خود بيان مىدارد ، يكى از عوامل عمده مؤثر در افسردگيها ، اختلالات رفتارى و مشكلات شديد اقتصادى و اجتماعى است و تاثير طولانى مدت آن مىتواند كاملا منفى باشد ( موس ، 2002 ) .
در مطالعهاى كه بر روى 107 نفر از اقدامكنندگان به خودكشى انجام گرفت ، مشخص شد اين افراد در مقايسه با ديگران استرسهاى شغلى و اقتصادى بالاترى را تجربه كرده بودند .
اغلب منشا اين مشكل در جامعه ما ناشى از كمبود كار و شرايط سخت استخدامى است ( قاسمى ، 1382 ) .
شركتكنندگان در تجارب خود ، عوامل ديگرى كه زمينهساز استرس بودند اشاره كردند كه شامل استرسهاى فرهنگى و اجتماعى بود .
شركتكننده ( 5 )
« فكر طلاق رو كرده بودم ، ولى وقتى طلاق بگيرى بدتره . مردم طلاق رو بد مىدونند . توى اين جامعه ديگه جايى ندارى . »
شركتكننده شماره ( 3 )
« اومدم توى يك شرايطى زندگى كردم كه مثل خانواده خودم نبودند برام يكسرى مشكلات ايجاد كردند و يكسرى سختيها داشتم . . . با خانواده شوهرم مشكل داشتم . »
شركتكننده شماره ( 7 )
« به خاطر اينكه هميشه اذيت مىكرد . مىگفت خانه بابات نرو ، خانه دائى خودت نرو ، خانه عمو و . . . از اين حرفها . »
هامش
( 1 ) .Rieppict