« وقتى سختى بهم فشار مىآورد ، نماز مىخواندم . لا إله الّا اللّه مىگفتم . نمىدانم اون روز چرا اينجور شد . نمىدانم »
شركتكنندهء شماره ( 9 ) :
« صدقه هم نداده بودم . آخه هميشه اين كار را مىكردم »
كلرجى « 1 » ( 2004 ) طى مطالعهاى در زمينه مواجهه شدن با استرس و كيفيت زندگى روحانيون و همسران آنها پى برد ، يك حس و توجه بالاترى نسبت به ساير افراد به منابع معنوى و روحانى نشانداده و شرايط را پذيرفته بودند . همسران آنها با وجود استرسهاى بيشتر ( روانشناسى و اجتماعى ) از سطح سازگارى بالاترى برخوردار بودند .
معنويت يكى از انواع استراتژيهاى سازگارى است هفن « 2 » بيان مىدارد . معنويت ممكن است به افراد دچار بحران كمك كند تا آن را به خوبى درك كرده و در راه كنترل آن تلاش كنند همچنين آن را يك راه رشد و تعالى و پيشرفت فرد مىدانند . ( بالداچينو ، 2001 ) .
طى مطالعهاى بلداچينو و داراپر « 3 » ( 2001 ) در مشاهدات خود مطرح كردند كه استراتژيهاى سازگارى معنوى ، ارتباط با خدا و خداوند بعنوان غائى و واقعيت به افراد در سازش با بيمارى خود كمك مىكند . اين به دليل اميد و زنده شدن هدف مىباشد كه آنها را در تحمل درد و رنج شرايط موجود يارى مىكند . اين استراتژى قدرت فرد را در يافتن هدف و مقصود افزايش مىدهد . پرستاران مىتوانند ، با سوق دادن افراد بسوى معنويات سازگارى با شرايط را در آنها بالا ببرند .
ناسازگارى و رفتار سازگارانه غير مؤثركنندهء ( 9 ) :
بحثهاى كوچيك داشتيم اين دفعه هم تقريبا همون بحثها بود .
شركتكنندهء ( 10 ) :
هامش
( 1 ) .Clergy( 2 ) .Hefen( 3 ) .Baldacchno Droper .