بيوترايز ( 2000 ) در تحقيق خود بيان مىدارند كه عوامل فرهنگى و اجتماعى نقش بسيار مهمى در بروز و يا كنترل اين فاكتورها دارد . نه تنها فرهنگ بر ميزان بروز خودكشى اهميت دارد ، بلكه حتى بر الگوهاى آن در يك جامعه نيز تاثير مىگذارد . حمايتهاى اجتماعى در اين جوامع اهميت عمدهاى در كاهش موارد دارد .
2 - مقابله با استرس
شركتكنندگان اين پژوهش نيز در مقابله با حوادث استرسزا و شرايط بحرانى كه روبرو شده بودند واكنشها و رفتارهاى متفاوتى از خود نشان داده بودند كه در دو دسته كلى تحت عنوان ، رفتار سازگارانه مؤثر و ناسازگارى قرار گرفته است .
رفتار سازگارانه مؤثر :
الف ) پذيرش شرايط
شركتكننده شمارهء ( 3 )
الآن شوهرم نيست . تنهام . آرايشگرى مىكنم . توى خانه . بايد يك جورى ساخت ديگه .
شركتكننده شمارهء ( 5 )
با نداريش ساختم ، با همه چيزش ساختم . . .
خوب قبلا بوده بعضى مسائل ولى هميشه گذشت كردم . چون واقعا دوستش دارم . . .
سازگارى به تعادل بين فرد و محيط برمىگردد ( زيميريج « 1 » ، 1999 ) . پلانكت ( 1999 ) در مطالعه خود استراتژيهاى سازگارى مثبتى را كه خانوادههاى بحرانزده استفاده كرده بودند ، نشان داد كه شامل ، دستيابى به حمايت اجتماعى مجدد ، جستجوى حمايت معنوى ( رفتن به كليسا ، صحبت با روحانى ) ، بسيچ و به حركت درآوردن كل خانواده جهت رفع مشكل ، كمك گرفتن از دوستان ، همسايگان و خويشان بود .
ب ) توسل به معنويات
شركتكنندهء شمارهء ( 6 ) :
هامش
( 1 ) .Zemprich