نخواهيم كرد ؛ چه اينكه هراس و دلهره نسبت به خطرات واقعى ، حالتى مثبت و سازنده است و نه تنها نيازى به درمان ندارد كه بايد تا حد مناسب تقويت و حفظ شود ؛ و ثانيا خطرات غير واقعى هم اگر براى انسان به درستى تبيين شود و خيالى و غير حقيقى بودن آنها معلوم گردد ، خودبهخود ، اضطراب و دلهره از آن نيز منتفى خواهد شد .
ازاينرو در آيات الهى عنصر آگاهى و شناخت جايگاه ويژهاى دارد و براى ايجاد اين حالت به مناسبتهاى مختلف به تفكر و تعقل ، سؤال و تعلّم توصيه مىشود :
« خداوند نه در مورد بحيره و نه سائبه و نه وصيله ، و نه حامى حكمى مقرر نداشته است ، ولى كافران بر خداوند دروغ مىبندند و بيشترشان تعقل نمىكنند » . « 1 »
بهعنوان نمونه اسلام براى درمان « خرافات » از اين مرحله بهطور متعدد بهره مىگيرد .
درمان ترس از خرافات
خداى تعالى در برخى آيات ، اختيار شومى ، بديمنى و حوادث ناگوار را به خود منسوب مىكند و مىفرمايد :
« آنگاه چون به آنان خوشى مىرسيد مىگفتند سزاوار اين هستيم و چون ناخوشى فرا مىرسيد ، به موسى و همراهان او فال بد مىزدند ، بدانيد كه فال [ نيك و بد ] شان با خداست ولى بيشترشان نمىدانند » . « 2 »
« گفتند ما به تو و همراهانت فال بد زدهايم . گفت فال شما با خداست . بلكه شما قومى هستيد كه در معرض آزمونيد » . « 3 »
يعنى اگر خداوند بخواهد ، مسألهاى شوم مىشود و حادثهء ناگوار اتفاق مىافتد و اگر نخواهد خير . همهء امور به دست اوست ، هيچ نعمتى جز از طريق او به دست نمىآيد و هيچ بلايى جز به وسيلهء او رفع نمىشود ؛ « كل نعمة فمن اللّه لا يصرف السوء الا اللّه » و اما از طرف ديگر اين حوادث ناگوار و ناراحتىها و عذابها هم به عملكرد ، نيّت و حالت انسان مرتبط مىشود :
هامش
( 1 ) . مائده / 103 .
( 2 ) . اعراف / 131 .
( 3 ) . نمل / 47 .