تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
از اين نظر اسلام بطور اصولى مخالفتى با كنترل و دخالت در جريانات طبيعى ندارد ، برعكس انسان را تشويق به شناخت بيشتر و تسلط بر طبيعت كرده است ، اما معيارهايى نيز براى نحوه استفاده از اين جريانات را بدست داده است ( 1 ) .

ازدواج و توليد نسل :

يكى از نتايج ازدواج ، علاوه بر حفظ عفاف و ايجاد آرامش و آسايش داشتن فرزند است كه در آيات و روايات فراوان ، به آن اشاره و ترغيب شده است ، از آن جمله اين حديث معروف از رسول خدا ( ص ) كه « تناكحوا تكثروا ( يا تناسلوا ) فانى اباهى بكم الامم » ازدواج كنيد تا فراوان شويد زيرا من به وسيله شما بر ساير امتها مباهات مىكنم . و يا « تناكحوا فانى مكاثر بكم الامم يوم القيامه » ازدواج كنيد چراكه من در روز قيامت به فراوانى شما بر ( ساير ) امتها مباهات مىكنم . مشابه اين روايات در كتب برادران اهل سنت هم فراوان است و حتى برخى از اين قبيل روايات چنين برداشت كرده‌اند كه پيشگيرى از افزايش جمعيت مجاز نيست .

جواز پيشگيرى از باردارى :

درست است كه يكى از اهداف اصلى ازدواج ، داشتن فرزند است و شايد كمتر كسى باشد كه اين خواست فطرى را از ازدواج نداشته باشد و در برخى از روايات هم بر آن تأكيد شده است ولى آيا داشتن فرزندان فراوان به هر صورتى كه باشد با آن ميل فطرى و با آن كلام رسول خدا ( ص ) منطبق است ، يا خواست فطرى انسان و نيز مراد پيامبر خدا ( ص ) داشتن فرزند يا فرزندانى است كه برحسب مقتضيات هر زمان دانش و تربيت كافى و فراخور آن زمان را فراگيرند ؟ در روزگارى كه كره زمين به صورت دهكده اى درآمده و انفجار علم و اطلاعات همگان را سراسيمه كرده است و اگر كسى آموزش و تربيت در سطح بالا نبيند به سختى مىتواند زندگى كند و بىسواد و كم‌سواد در حاشيه زندگى اجتماعى قرار مىگيرند . آيا وجود فرزندان فراوان - دختر يا پسر - در يك خانواده - به خصوص اگر از عهده تربيت درست آنها برنيايند و بىهنر و يا تربيت ناشده بار آيند - به صلاح جامعه و كشور است ؟
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 186 | بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه