باشد و در عين حال توسعه و بهبود زندگى مادى را نيز دربرگيرد ، جدىتر از هر زمان ديگر است . چنين مجموعهاى از اصول و مبانى نمىتواند به نحو جامع فردى يا گروهى تدوين گردد ، زيرا نيازمند مبانى هستىشناسى و انسانشناسى كه از منبعى فراسوى طبيعت مىباشد و آن آموزههاى وحيانى امكانپذير است .
در ابتدا به تعريف علمى محيط زيست پرداخته و سپس اصول اخلاق زيستمحيطى را بررسى مىنماييم .
تعريف محيط زيست
محيط زيست عبارت است از همهى چيزهايى كه در اطراف ما وجود دارند و روى آن ها تاثير مىگذاريم و آنها نيز ما را متاثر مىسازند . « 1 »
انواع محيط زيست عبارتند از :
الف ) محيط طبيعى : همهى عوامل طبيعى كه در اطراف ما وجود دارد ، ولى به وسيله انسان ايجاد نشده ، اما مورد استفادهاش قرار مىگيرد ، محيط زيست طبيعى است ، مانند :
آب ، هوا ، خاك ، گياهان ، جانوران و خلاصه تمامى سطح زمين و جو اطراف آن .
ب ) محيط مصنوعى : همهى چيزهايى كه به وسيلهى انسان به وجود آمده است مانند :
مناطق مسكونى ، صنعتى ، راهها و غيره .
ج ) محيط اجتماعى انسانى : محيطى كه يك قوم يا ملت ، با فرهنگ خاص خود در كنار هم زندگى كرده و با تاثيرات متقابل بر روى يكديگر ، محيط اجتماعى را به وجود مىآورند .
اصول اخلاقى زيستمحيطى
توجه به محيط زيست را بايد براساس تعريف آنكه شامل همه انواع محيط مىباشد
هامش
( 1 ) . شناخت ، حفاظت و بهسازى محيط زيست ايران ، ص 15