مورد مباهات كردن پيامبر به جمعيت مسلمان ، به معناى آن است كه مسلمانان محتاج ، فقير و عقبمانده و معتاد و . . . نباشند . زمانى كه جمعيت افزايش مىيابد ، بايد متناسب با آن سازمانها توليدى جامعه نيز گسترش پيدا كند تا آن جامعه بتواند با دست خود نيازهاى خويش را بر طرف كند ، ولى اگر چنين تعادلى به وجود نيايد ، جمعيت ، نيازمند و وابسته مىشود . رشد بىرويه جمعيت ، تصويرى فاجعهبار را به صورت فقر و گرسنگى ، بيكارى و ويرانى زيستمحيطى ارايه مىدهد . و به از دست دادن تدريجى مواد خام مانند نفت و گاز مىگردد . موفقيت در اجراى برنامههاى توسعه اقتصادى كشور در وحله اول در گرو اين است كه دولت بتواند رفاه نسبى مردم را فراهم سازد . افزايش بىرويه رشد جمعيت هر برنامه يا طرح سازندگى را محكوم به شكست خواهد ساخت ، مگر اينكه چند صباحى در اثر فروش هرچه بيشتر مواد خام مانند نفت ، گاز ، مواد معدنى و . . . آرامشى نسبى حاكم گردد . لين و ايت در سال 1976 در مقالهاى تحت عنوان « ريشههاى تاريخى بحرانهاى اكولوژيك ما » چنين اظهارنظر كرد : اسلام نسبت به محيط زيست بر تقدس عالم طبيعت كه آفريده خداى ابراهيم است و يهوديان و مسيحيان ، همه در مقابل او سجده مىكنند ، استوار مىباشد . بنابراين ، اسلام يادآور چيزى است كه غرب آن را به بركت اديان ابراهيمى كه اسلام نيز در اين خانواده است ، داشته و امروز از دست داده است « 1 » . در اين مقاله ايشان به تحليل علل تخريب محيط زيست پرداخته است و آن را در از دست رفتن بينش مسيحى و يهودى نسبت به انسان دانسته ، بيراهه رفته است و از ظهور مدرنيسم و بينش اومانيستى و پيدايش علوم سكولار كه ارتباط چندانى با اديان ندارد ، غفلت نموده است .
ضرورت تدوين اصول اخلاق زيستمحيطى كه نظر بر آرمانهاى اخلاقى الهى داشته
هامش
( 1 ) . شكوهى ، حسين ، فصلنامه تحقيقات جغرافيا ، شماره 30 مقاله جغرافيا و مذهب ، تهران ، 1372