غير گناهكار را با هم مىسوزاند ، بنابراين لازم است تمامى ساكنان كره زمين بايد براى توسعه پايدار و جلوگيرى از تخريب محيط زيست و آلودگى ، مشاركت كنند .
اكنون براى اولين بار در تاريخ ، افزايش نياز بشر به غذا با محدوديتهاى زيستمحيطى روبرو شده است . اقيانوسها و درياها ديگر قادر نيستند ماهى بيشترى عرضه كنند ، مراتع ديگر تحمل چراى دام بيشتر را ندارند و زمينهاى كشاورزى هم محصولى بيش از آنچه اكنون مىدهند ، نمىتوانند عرضه كنند . « 1 »
اكنون سالانه جمعيتى معادل 5 / 1 برابر جمعيت ايران به جمعيت جهان افزوده مىگردد .
به عبارت ديگر هر ماه جمعيتى معادل جمعيت كشور بوليوى به تعداد ساكنان كره زمين اضافه مىگردد . موضوع ديگر در بحران محيط زيست افزايش بىرويه جمعيت است . در منابع اسلامى درباره افزايش جمعيت مسلمانان به عنوان يك امتياز رواياتى داريم . ولى مساله مهم اين است آيا اين يك اصل ، قاعده مىباشد و بايد در همه زمانها اجرا شود و جمعيت همچنان افزايش يابد و يا اينكه قاعده نمىباشد و صرفا يك برنامه مقطعى مىباشد . در شرايط زمانى خاصى و در موقعيت مكانى ويژهاى ، افزايش جمعيت مىتواند باعث رشد و پيشرفت جامعه و بهبود زندگى گردد . همين ابزار رشد و توسعه و قدرت ، اگر از حد و مرز خود خارج شود مىتواند به صورت يك اهرم ويرانگر نيروهاى اقتصادى و پشتوانههاى فرهنگى و علمى درآيد . از منظر اسلام افزايش جمعيتى مطلوب است كه با كيفيت همراه باشد . يعنى اگر امكان تربيت آنها و فراهم كردن شرايط ازدواج ، شغل و مسكن نباشد افزايش جمعيت موجب ذلت جامعه اسلامى مىگردد و حديث پيامبر در
هامش
( 1 ) . براون ، لستر و كين ، هال ، ارزيابى مجدد ظرفيت نگهداشت جمعيتى كره زمين ، ترجمه حميد طراوتى و فرزانه بهار ، انتشارات جهاد دانشگاهى مشهد ، 1374 ش