مفسران پيشين در وجه تشبيه ، در آيه فوق اختلاف نظر دارند برخى بر اين باور بودهاند كه مقصود تشبيه به كسى است كه بيهوده مىكوشد تا پرواز كند و مانند پرندگان در آسمان به پرواز درآيد ، چون اين كار برايش مقدور نيست ناراحت مىشود و از شدت ناراحتى نفس كشيدن بر او دشوار مىگردد .
برخى گفتهاند كه اين تشبيه همانند حالتى است كه درختان نونهال بخواهند در جنگل هاى انبوه رشد يابند ، اما درختان كهن سر درهم كرده راه سر برافراشتن را مسدود مىكنند و اين درختان تازه رشد به سختى و دشوارى راه خود را به فضاى آزاد باز مىكنند مطالبى از اين قبيل گفته شده كه هيچ كدام مفهوم آيه را به خوبى روشن نمىسازد .
ولى امروزه با پى بردن به پديده فشار هوا در سطح زمين و تناسب آن با فشار درجه خون از داخل بدن ، كه موجب تعادل فشار بيرونى و درونى است ، وجه تشبيه در آيه بهتر روشن شده و تا حدودى از ابهامات تفاسير پيشين كاسته شده است .
اشتباه مفسران پيشين در اين بوده كه از تعبير
« يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ »
- با تشديد صاد و عين و به كار بردن
« فِي »
- كوشش براى صعود به آسمان فهميدهاند درصورتىكه اگر اين معنا مقصود بود ، بايستى واژه « الى » را به جاى « فى » به كار مىبرد ديگر آنكه
« يَصَّعَّدُ »
- از نظر لغت - مفهوم « صعود » و بالا رفتن را نمىدهد ، بلكه كاربرد اين لفظ - از باب تفعل « تصعد » - براى افاده معناى به دشوارى افتادن مىباشد به گونهاى كه از شدت احساس سختى ، نفس در سينه تنگ شود در لغت « تصعد نفسه » به معناى به دشوارى نفس كشيدن و تنگى سينه و احساس درد و رنج است واژههاى « صعود » و « صعد » بر دامنههاى صعب العبور اطلاق مىشود و براى هر امر دشوار بسيار سختى به كار مىرود در سوره جن آمده :