اختيارتان قرار دهد " .
در واقع اين داستان حضرت نوح است كه ايشان خطاب به قوم لجوج و سركش اينبار روى بشارت و تشويق تكيه مىكند و به آنها وعده مؤكد مىدهد كه اگر از شرك و گناه توبه كنند خدا درهاى رحمت را از هر سو بر آنها مىگشايد . اما نعمات دنيا نظير باغهاى پر بركت و نهرهاى پرآب طبق گواهى قرآن براى ايمان آورندگان موجب آبادى دنيا و آخرت است در بعضى از روايات آمده كه وقتى اين قوم لجوج از قبول دعوت نوح سرباز زدند خشكسالى و قحطى و ساير بلايا آنها را فراگرفت ( تفسير نمونه ) .
از اين آيات مىتوان چنين برداشت كرد كه توسعه اقتصادى و افزايش توان توليد ، خصوصا توليدات كشاورزى نشانگر و شاخصه پيشرفت يك جامعه بوده اما چنين جامعهاى در صورتى رستگار مىشود كه تسليم حق بوده و برنامه الهى كه توسط پيامبرانش آمده را (
وَ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ *
) گردن نهاده در غير اين صورت دچار خشم الهى خواهند شد .
خلاصه اينكه توسعه مادى و اقتصادى و توسعه فرهنگ دينى در يك جامعه توحيدى بهمنزله دو بال پروازند كه هريك مكمل ديگرى است ( نظر نويسنده )
[ 2 - ] 7 - توليد مدبرانه و آگاهانه
لِيَأْكُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَ ما عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْ أَ فَلا يَشْكُرُونَ
در آيه شريفه 35 از سوره مباركه يس خداوند مىگويد " تا از ثمرات آن و دسترنج خويش بخورند . چرا سپاس نمىگويند " ، همانطور كه ملاحظه مىشود شرط تنعم از نعمت تغذيه در اين آيه كار و تلاش براى توليد آن ذكر شده است ( نظر نويسنده ) .
ولى اينكه اين توليد داراى چه خصوصياتى باشد در آيات بسيارى به آن پرداخته شده از جمله در آيات :