به عنوان يك موجود امانتپذير با قابليت تكامل ، قدم نهاده به طورى كه پس از بيان اين مرحله بلافاصله خداوند به خود تبريك مىگويد و خود را « بهترين آفرينندگان » معرفى مىكند كه زمان اين مرحله را چهار ماهگى مىدانند . اما حوالى هفته شانزدهم ، كه زمان آن از 3 تا 4 ماهگى متغير است و از مواردى است كه بين جنينشناسان اختلاف نظر است و حتى برخى از منابع معتبر پزشكى آن را در ماه پنجم دانستهاند ، زمانى است كه تكامل سيستم عصبى محيطى و مركزى ، سرعت خاصى به خودش مىگيرد ، در حالى كه تا اين زمان جنين حيوانى با يك جنين انسانى همزمان رشد كرده و رشد مشابه دارند اما ناگهان تكامل سريعترى در بافت عصبى و مغزى جنين انسان پيدا مىشود كه همزمان با شروع فعاليت قلب و عصبدار شدن اندامها و حركت جنين است . بنابراين از آنجا كه حقيقت نفخ روح و خلقت ديگر ، براى ما روشن نيست و تعيين زمان دقيق 4 ماهگى براى زمان شروع فعاليت قلب و حركت جنين نمىتواند مطلب دقيقى باشد ، تطبيق اين دو پديده با يكديگر قابل قبول نيست ، هرچند كه بر سر اين مسئله بين دانشمندان اختلاف نظر وجود دارد .
اما اينكه بتوانيم ، آيات مورد نظر را حاوى اعجاز طبى بدانيم ، مطلب ديگرى است .
انطباق معناى
« خَلْقاً آخَرَ »
با هريك از دو نظريه ، چه دميدن روح در جنين انسان و چه تكامل سيستم عصبى جنين و آغاز حركت آن ، نكتهاى است شگفتانگيز كه خداوند در قرآن كريم از آن خبر مىدهد . بنابراين اگر فقط نظر اول را در مورد اين تعبير بپذيريم ، مطلبى است پيچيده كه فقط خداوند عالم مىتواند از آن خبر دهد ، و مىتوان آن را به عنوان نمونهاى از اعجاز علمى قرآن پذيرفت و اگر نظر دوم را در مورد تعبير
« خَلْقاً آخَرَ »
بپذيريم و حتى درصدد انطباق آن با مرحله نفخ روح هم نباشيم ، باز هم نمايانگر اعجاز علمى قرآن كريم است ، چراكه دسترسى به چنين مطالبى تنها به وسيله علوم و تجهيزات پيشرفته امكانپذير است .