اخص تأليف نمودهاند . سپس در سالهاى اخير چنين گرايشى در ميان مسلمانان ايرانى و شيعيان رواج يافت . و برخى از مفسرين به مناسبتهاى مختلف هنگام تفسير برخى آيات به اعجاز علمى و طبى موجود در آيه اشاره كردهاند و محققين ديگرى نيز در اين زمينه كتاب هاى مستقلى نوشتهاند .
در زمينه اعجاز طبى به مفهوم شمول برخى آيات قرآن بر موضوعات مربوط به علوم پزشكى كه در زمان نزول قرآن براى همگان ناشناخته بود ، تأليفات زيادى وجود دارد كه نويسندگان آن هر موضوع مرتبط با بدن انسان را كه آيات شريفه بدان اشاره فرموده ، تحت عنوان اعجاز طبى آورده و ادعا كردهاند كه آيات مورد نظر داراى اعجاز طبى هستند و برخى از آنها در اين راه افراط نموده و هر آيهاى را كه در آن ، به نوعى اشاره علمى وجود دارد به عنوان اعجاز طبى قلمداد كردهاند .
از طرفى مىبينيم كه حتى مخالفان نظريه اعجاز طبى ، وجود چنين اشاراتى را در قرآن مىپذيرند ولى آن را معجزه نمىدانند . با اين حال در بررسى برخى آيات بخصوص آياتى كه به مراحل رشد و تكامل جنين مربوط است ، مشاهده مىشود كه در آن زمان هيچ راهى وجود نداشته كه انسان بتواند به چنين مطالب علمى كه خداوند در قرآن كريم از آنها خبر مىدهد ، علم پيدا كند . پس مىتوان وجود برخى از اين اشارات را اعجاز طبى قرآن دانست .
ولى باز هم راه حل بهتر براى رفع اختلاف حول نظريه اعجاز طبى ، شايد اين باشد كه به جاى اطلاق « اعجاز طبى » اين اشارات را تحت عنوان « اسرار و شگفتىهاى قرآن » بياوريم .
اما اين مطلب نبايد ما را از هدف قرآن كه هدايت و تربيت بشر است ، دور كند و اينكه قرآن كتاب علوم مختلف نيست ، بلكه اشارات علمى را گاهى به صورت استطرادى و حاشيهاى مطرح كرده و هدف آن آموزش علوم نيست و نهايتا اين نتيجه حاصل مىشود كه
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه
ص٣٣٤