غير مسلح قابل مشاهده نيست و از همه طرف با خون پوشيده شده است ، شايد اين تفسير ناشى از ملاحظه با چشم غير مسلح بوده ، و مفسرين قديمى زياد هم از حقيقت فاصله نداشتهاند « 1 » .
به نظر دكتر موريس بوكاى علقه را بايد به معناى « چيزى كه آويخته مىشود » تفسير كرد و معناى مشتق از آنكه « خون بسته » است و اكثر اوقات در ترجمهها درج گرديده نادرست بوده و بايد عليه آن هشدار داد زيرا انسان هرگز از مرحله « خون بسته » نگذشته است و معنى نخست علقه يعنى « چيزى كه آويخته مىشود » كاملا پاسخگوى واقعيتى است كه علم روز ثابت كرده است « 2 » .
اما در ترجمههاى قرآن به زبان انگليسى نيز « علق » به
« clot »
ترجمه شده است كه معنى « خون بسته » را مىدهد « 3 » .
ترجمه
« عَلَقٍ »
به « خون بسته » در برخى از روايات نيز به چشم مىخورد ، گرچه بيشتر رواياتى كه درباره آيات مذكوره آمده ، علق را به همان شكل آورده ولى رواياتى نيز به چشم مىخورد كه « علقه » را به خون جامد و بسته تفسير كردهاند مانند : ( النطفه تكون بيضاء مثل النخامه الغليظه فتمكث فى الرحم اذا صارت فيه اربعين يوما ثم تصير الى علقه قال و هى علقه كعلقه دم المججمه الجامده تمكث فى الرحم بعد تحويلها من النطفه اربعين يوما ثم تصير مضغه . . . ) « 4 »
از نظر معناى لغوى ، علق شامل همه اين معانى مىشود ، همچون : چسبنده بودن ، آويزان
هامش
( 1 ) . خلق الانسان بين الطب و القرآن ، ص . 206
( 2 ) . عهدين ، قرآن و علم
( 3 ) .Translation by Mohammad M . Pickthall , Volume 1 , Page 338 , 349 .( 4 ) . تفسير الصافى ، ج 3 ، ص 363 و تفسير كنز الدقائق ج 9 ، ص 45