كلمه علق ، جمع علقه است « 1 » و علقه به معناى خون خشك و بسته و زالو و . . . است « 2 » ولى اصل همه اين معانى به يك معنا برمىگردد و آن آويختن به چيزى است و از آنجا كه زالو و خون بسته به چيز ديگرى مىچسبند ، « علق » ناميده شدهاند « 3 » .
نظر مفسرين درباره « علق »
اكثر مفسرين علق را به « خون بسته » معنا كردهاند ، « 4 » اما صاحب تفسير نمونه به چهار احتمال در اينباره اشاره كرده است :
الف - منظور سلول تخمى است كه از تركيب اسپرم مرد با اوول زن حاصل مىشود و پس از گذراندن دوران نخستين ، به شكل خون بستهاى درمىآيد و به رحم زن داخل شده و به آن آويزان مىشود .
ب - مقصود از علق همان اسپرم است كه شباهت زيادى به زالو دارد ، اين موجود ذرهبينى كه در آب نطفه شناور است ، به سوى ( نطفه زن ) در رحم پيش مىرود و به آن مىچسبد و از تركيب آن دو نطفه كامل انسان به وجود مىآيد . در آن زمان اينگونه مسائل هنوز شناخته نشده بود ولى قرآن مجيد از طريق اعجاز علمى پرده از روى آن برداشته است .
ج - علق به معنى صاحب علاقه كه اشاره به روح اجتماعى انسان و علقه آنها به يك ديگر دارد كه در حقيقت پايه اصلى تكامل بشر و پيشرفت تمدنها را تشكيل مىدهد .
هامش
( 1 ) . تفسير مجمع البيان ، ج 27 ، ص 175
( 2 ) . تفسير مجمع البيان ، ج 27 ، ص 175 ، و تفسير الميزان ، ج 20 ، ص 548 ، و تفسير پرتوى از قرآن ، ج 4 ، ص 157 و خلق الانسان بين الطب و القرآن ، ص 204 و الاعجاز العلمى فى القرآن الكريم ، ص 98 و . . .
( 3 ) . مفردات راغب ، ماده علق و التحقيق فى كلمات القرآن ، همان ماده و تفسير پرتوى از قرآن و . . .
( 4 ) . تفسير مجمع البيان ، ج 27 ، ص 175 و تفسير الميزان ، ج 20 ، ص 548 و . . .