6 - آدمى را غدد كوچكى است كه اثرات مخصوص دارند و برخى از اعمال بدن با آن ها است و چون مىتوان بر هركدام از غدد و اعصاب به نوعى به وسيله غذاى مخصوصى اثرى گذاشت لذا غذا اثر غير قابل انكارى بر شخصيت و دگرگونى آن دارد .
7 - غذا در وضع چهره و زيبايى كه خواسته همگانى مىباشد مؤثر است . در ميان همه خوبىها و نيكىها آدمى سعى مىكند تندرستى و زيبايى را انتخاب كند و هر دو با غذا در ارتباط است .
نكته جالب توجه اين است كه خداوند بزرگ در كتابش نفرموده " فلينظر المؤمن الى طعامه " و اين مىرساند كه از همه انسانيت خواسته كه به غذاى خود توجه داشته باشند ( 4 ، 2 ) .
جامعترين دستور آسمانى
يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ
« 1 »
14 قرن است مردم آيه فوق ( 2 ) را خوانده و مىخوانند و مىگويند مگر ما نمىخوريم و نمىآشاميم يا كسى مگر از پرخورى تعريف كرده بود كه قرآن مىفرمايد بخوريد و بيا شاميد و پرخورى نكنيد ( 6 ، 5 ) .
قرآن كلام خداست خدايى كه دانا به جميع جهات و حالات بندگانش بوده و مىداند چه دستورى براى بهتر نگهداشتن وضع تغذيهاى بشريت لازم است و اين آيه را مىتوان بزرگترين ، كلىترين ، جامعترين و عمومىترين دستور غذايى بلكه فرمان آسمانى تغذيه اى دانست زيرا هر آيه ديگر زبان گوياى گوشهاى از برنامه پيوسته به دستگاه گوارش است .
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) ، آيه 31