( و مىداند كه هر چيز مناسب چه حال است چنان كه در اين مقام امر كرده است به كشتن وقت قوت اهل كفر و رخصت فديه گرفتن و اوست وقت قوت اهل اسلام ) .
« لَوْ لا كِتابٌ »
يعنى اگر نمىبود حكمى سابق از خداى - عزّ و جلّ - هر آينه مىرسيد به شما به سبب فديهاى كه گرفتهايد عذابى عظيم . « 1 » ( قاضى بيضاوى گفته است « 2 » كه مراد به حكم سابق اين است كه كسى در اجتهاد خطا كند مستحق عذاب نيست ، يا آنكه اهل بدر يا هر كس كه باشد ، عذاب كرده نمىشود به سبب كردن كارى كه تصريح به نهى از آن نشده باشد ، يا آنكه فديهاى كه ايشان گرفتند حلال است بر ايشان و اللَّه اعلم . ) پس خداى تعالى توبيخ و سرزنش ايشان و رأى ايشان كرده است و واضح كرده است از براى رسول خود حال ايشان را . پس معلوم شد كه مشورت با ايشان از براى احتياج حضرت به رأى ايشان نبود بلكه از براى آنچه مذكور شد بوده است .
و چون شيخ اين كلمات را فرمود ، شيخى از قوم كه معروف بود به « حرانى » « 3 » حاضر بود ، پس از روى تعجب و انكار گفت : سبحان اللَّه آيا گمان دارى كه ابو بكر و عمر از اهل نفاق بودند ؟ حاشا من گمان نمىكنم كه تو اين را بگوئى و اعتقاد ندارم كه نبى صلّى اللَّه عليه و آله در جنگ بدر با غير ايشان مشورت كرده باشد . پس اگر مىگوئى كه ايشان اهل نفاقاند ، پس امرى است كه ما صبر بر اين نمىكنيم و قوت بر شنيدن اين نداريم و اگر ايشان از جملهء اهل نفاق هستند ، پس تو اعتماد كن بر وجه اول كه گفتى . و آن اين است كه اراده كرد نبى صلّى اللَّه عليه و آله الفت و اجتماع ايشان به سبب مشورت با ايشان و تعليم ايشان كه چگونه عمل كنند در امور خود .
پس شيخ - ادام اللَّه عزّه - گفت كه اى شيخ ، آنچه گفتى دليل بر چيزى نمىشود
هامش
( 1 ) . ابو بكر اين پيشنهاد عفو و فديه را داد « تفسير طبرى » جلد 6 ، جزء 10 / 56 ، « تفسير ابن كثير » 2 / 344
( 2 ) . « تفسير انوار التنزيل بيضاوى » ، ذيل سوره انفال آيه 68 .
( 3 ) . در متن عربى به جاى « حرانى » ، « جرّانى » ذكر شده است كه ظاهرا « جرانى » درست باشد چرا كه شخصى به نام ابو محمد عبد الجبار مروزى جرّانى معاصر شيخ مفيد بوده كه در سال 412 هجرى قمرى رحلت كرده است ر . ك : اللّباب في تهذيب الأنساب » 1 / 268