( نقل كردهاند كه عبد اللَّه بن ابىّ ، جسيم و فصيح بوده و به مجلس رسول صلّى اللَّه عليه و آله حاضر شد پس تعجب مىكرد رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله از وى و استماع كلام او ، و مىفرمود ) و حال آنكه ايشان مثل چوبهايند كه بر حائط « 1 » نصب كرده باشند ، ( يعنى چنان كه آن چوبها محض صورتى دارند و از علم و دانش خالىاند همچنين ايشان هم به حسب ظاهر لطافت دارند و ليكن در باطن خالىاند از علم . ) و اين طايفه گمان مىكنند هر صيحه و آوازى كه برآيد يا عذابى بشنوند كه عذابى است واقع مىشود بر ايشان ، ( به سبب آنكه مىدانند كه در باطن موافق اسلام نيستند پس گمان مىكنند كه اين عذابى است واقع بر ايشان ) .
و اين طايفه دشمن تواند پس حذر بكن از ايشان ، ( بعد از اين بر سبيل نفرين بر ايشان يا از براى تعليم مؤمنين كه به اين طريق نفرين بر ايشان كنند فرمود كه ) بكشد خداى ايشان را ، باز به طريق تعجب فرمود كه چگونه ايشان رو گردانيدهاند از حق .
و فرموده است :
( وَ لا يَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلَّا وَ هُمْ كُسالى وَ لا يُنْفِقُونَ إِلَّا وَ هُمْ كارِهُونَ
) « 2 » ؛ يعنى اتيان به نماز نمىكنند مگر اينكه ثقيل و سنگيناند ( يعنى هر گاه كه اتيان به نماز مىكنند از روى كسالت و دشوارى مىكنند ) و انفاق نمىكنند مگر از روى كراهت و ناخوشى ( به سبب آنكه ايشان به ازاء اين افعال اميد ثواب يا دفع عقاب ندارند تا از روى رغبت و خواهش بكنند ) .
و فرموده است : (
وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا
) « 3 »
هامش
( 1 ) . ديوار .
( 2 ) . سوره توبه ، آيه 54 .
( 3 ) . سوره نساء ، آيه 142