تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 619

مساهمون:

ص٦١٩
گفته است شيخ - ادام اللَّه عزّه - كه هر كس شك كند در آنچه ما ذكر كرديم ، پس بايد متوصل شود به آوردن معنى در يكى از اين سه چيز كه اين معنى معقول باشد يا دفع كند تناقض و فسادى را كه معلوم است در اين سه چيز تا لازم آيد كه خلاف آنچه ما حكم كرديم صواب باشد هيهات . و شنيدم از شيخ - ايّده اللَّه - كه مىگفت : قائل شدن به احوال متضمن است از خطاى فاحش و تناقض آن چيزى را كه مخفى نيست بر صاحب عقلى . از آن جمله اين است كه « حال » در لغت عرب آن چيزى است كه بگردد شيئى در آن چيز از معنى كه آن شىء اين معنى را داشته باشد خواه موجود باشد در خارج و خواه موجود باشد در عقل و به درستى كه شناخته نمىشود لفظ حال در عرف زبان مگر آنچه ما ذكر كرديم و هر كه ادعا كند غير اين معنى در لفظ حال همچو كسى است كه ادعا كند در لفظ تغير و لفظ تحول خلاف آنچه معقول است از اين دو لفظ و هر كه گمان كند كه اللَّه تعالى متغير مىشود در ذات خود تا متحول مىگردد در صفات خود پس به درستى كه او كافر است به خدا كفرى ظاهر . تعالى اللَّه عن ذلك علوا كبيرا . بعد از آن تعجب مىكنيم از جماعتى كه انكار مىكنند بر طايفهء « مشبّهه » قول ايشان را كه مر اللَّه تعالى را علمى است كه به آن علم ، عالم است و قدرتى هست كه به آن قدرت ، اللَّه تعالى قادر است . و اين جماعت گمان كرده‌اند كه هر گاه اين اعتقاد داشته باشد مشرك است ؛ زيرا صفت علم و صفت قدرت را غير ذات اللَّه تعالى مىداند و مىگويد كه اللَّه تعالى به چيزى كه غير اوست عالم است و قادر . و مع هذا اين جماعت خودشان اعتقاد دارند كه اللَّه تعالى را حالى است كه او به آن حال عالم است و به آن حال ممتاز است از كسى كه عالم نيست . و همچنين اللَّه تعالى را حالى است كه به آن حال قادر است و به آن حال ممتاز است از كسى كه قادر نيست . و همچنين در صفت حىّ و سميع و بصير و ادعا مىكنند با وجود اين سخن كه خودشان موحّدند .