تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧

فصل 7 كلام شيخ - ادام اللَّه عزّه - در ابطال امامت ابو بكر از جهت اجماع

سؤال كرد از شيخ مردى كه معروف بود به « كتبى » پس گفت به شيخ ، كه چه چيز است دليل بر فساد امامت ابو بكر ؟ پس شيخ گفت كه دلايل بر اين بسيار است و من ذكر مىكنم از آنها دليلى كه نزديك به فهم تو باشد و آن اين است كه امّت اجماع كردند بر اينكه امام مىبايد محتاج به امام ديگر نباشد و به تحقيق اجماع نمودند بر اينكه ابو بكر گفت بر منبر ( كلامى كه مضمونش به فارسى اين است ) : والى شدم من بر شما و حال آنكه نيستم بهتر از شما ، اگر به راه راست بروم تابع من باشيد و اگر كج روم مرا به راه راست بياوريد ، پس ابو بكر اعتراف كرده است به احتياج به رعيت خويش و فقر خود بسوى ايشان در تدبير امور . و نيست خلافى ميان ذوى العقول در اينكه كسى كه محتاج باشد به رعيت خود احتياج او به امام بيشتر باشد ، پس ثابت شد احتياج ابو بكر به امام ، و هر گاه ثابت شود اين باطل مىشود امامت وى از براى انعقاد اجماع بر اينكه امام مىبايد محتاج به امام ديگر نباشد . ( و چون شيخ رحمه اللَّه اين دليل فرمود ) ندانست « كتبى » « 1 » كه به چه اعتراض كند . و بود در آن مجلس مردى از معتزله معروف به « عرزاله » « 2 » . پس گفت شيخ كه به چه چيز انكار مىكنى تو بر كسى كه به تو بگويد كه امت اين را اجماع كردند بر اينكه قاضى محتاج نيست به قاضى ديگر و امير محتاج نيست به امير ديگر ، پس
هامش
( 1 ) . از « كتبى » و « عرزاله » جز در اين كتاب ، به طريق ديگر اطلاعى در دسترس نيست . ر . ك : « انديشه‌هاى كلامى شيخ مفيد » ص 21 . ( 2 ) . در متن عربى « عزراله » ذكر شده است .
الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 57 | الشيخ المفيد / جمال الدين محمد الخوانساري