پيغمبر بر اينكه امر كند به مؤمنى غسل و تكفين و دفن كافرى را بلكه كافر از براى اين كار اولى بود .
و همچنين دلالت مىكند بر اين معنى خبرى كه شايع و مشهور است كه جبرئيل نازل شد به رسول صلّى اللَّه عليه و آله در وقت وفات ابو طالب و گفت به پيغمبر كه اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله به درستى كه پروردگار تو سلام مىرساند به تو و مىگويد كه بيرون رو از مكه ؛ زيرا نصرت دهندهء تو وفات كرده « 1 » و اين خبر ظاهر مىسازد ايمان ابو طالب را ؛ زيرا نصرت رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و تقويت و امداد او صلّى اللَّه عليه و آله در كار رسالت بىايمان متصور نيست .
[ تشويق و حمايت ابو طالب از على ع ] - [ اشعار ابو طالب دلالت بر ايمانش دارد ]
و همچنين دلالت مىكند بر اين معنى قول به امير المؤمنين عليه السّلام وقتى كه ديد آن حضرت را كه با رسول اللَّه نماز مىگزارد كه چيست اين كار تو اى پسر من ؟
آن حضرت عليه السّلام فرمود : دينى است كه دعوت كرد مرا به آن پسر عم من . پس گفت به امير المؤمنين عليه السّلام متابعت كن پسر عم خود را به درستى كه او دعوت نمىكند مگر به خير . « 2 » شيخ - ايّده اللَّه - گفته : پس معترف شد ابو طالب به صدق رسول صلّى اللَّه عليه و آله و نيست اين معنى مگر حقيقت ايمان و همچنين دلالت مىكند بر ايمان ابو طالب رحمه اللَّه سخن او در وقتى كه عبور نمود بر امير المؤمنين بار ديگر كه آن حضرت نماز مىگزارد در جانب راست رسول صلّى اللَّه عليه و آله و رفيق بود با ابو طالب رحمه اللَّه پسر او جعفر . پس گفت به جعفر اى پسرك من پيوند كن بال پسر عم خود را . « 3 » ( يعنى چون امير المؤمنين عليه السّلام در يك جانب پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله نماز مىگزارد به منزله مرغى است كه يك بال داشته باشد تو نيز در آن جانب پيغمبر نماز بگزار تا صاحب دو بال شود ) پس جعفر آمد به نماز گزاردن با حضرت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و پس ايستاد امير المؤمنين عليه السّلام تا آنكه آن حضرت عليه السّلام و جعفر هر دو نماز گزاردند در عقب سر
هامش
( 1 ) « شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد » 14 / 70 .
( 2 ) « سيره ابن هشام » 1 / 247 .
( 3 ) « شرح نهج البلاغه » 13 / 269 .