فذاك علىّ الخير من ذا يفوقه ؟ * ابو حسن اردى حلف القرابة و الصّهر « 1 »
؛ يعنى اى گروه مردمان به درستى كه بهترين مردمان بعد از محمد صلّى اللَّه عليه و آله امان دهندهء پيغمبر است و از پى در آيندهء او در معروف و منكر . و برگزيدهء پيغمبر در خيبر و فرستادهشدهء او از براى شكستن عهدهاى مشركين به حكم خداى تعالى بعد از آنكه ابو بكر را فرستاده بود .
در حالتى كه تفوق داشت آن حضرت عليه السّلام در آن خدمتى كه پيغمبر فرموده بود بر ابو بكر . و اول كسى كه نماز گزارده بود مثل پيغمبر بر خدايش . و اول آن كسانى كه هلاك كردند گمراهان را در ( بدر ) .
پس اين كسى كه مذكور شد ، على است كه بهتر است از همه . چه كسى است آن كس كه تفوق داشته باشد بر او ؟ ابو الحسن كه با پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله خويشى و دامادى داشت .
شيخ - ايّده اللَّه - مىفرمايد كه در اين شعر دليل هست بر تقدم ايمان امير المؤمنين عليه السّلام و بر اينكه آن حضرت امير بود بر جماعت در سال نهم از هجرت .
و از جمله رعيت آن حضرت عليه السّلام بود ابو بكر در آن سال ، بر خلاف آنچه ناصبه دعوى مىكنند كه ابو بكر در آن سال امير بود بر جماعت و امير المؤمنين عليه السّلام تابع او بود .
و از آن جمله ، شعر مالك بن عباده غافقى است كه مصاحب حمزة بن عبد المطلب رحمه اللَّه بود :
رأيت عليّا لا يلبث قرنه * اذا ما دعاه حاسرا او مسربلا
فهذا و في الاسلام اوّل مسلم * و اوّل من صلّى و صام و هلّلا « 2 »
؛ يعنى ديدم على عليه السّلام را درنگ نفرموده همسر خود را در جنگ وقتى كه طلب
هامش
( 1 ) « تاريخ طبرى » 5 / 204 ، « شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد » 13 / 231 .
( 2 ) الغدير 3 / 232 .