تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
و ناقص العقل بوده باشد . و به درستى كه اگر عبد اللَّه بن عمر ضعيف العقل و ناقص الرأى نمىبود تأخير نمىكرد از بيعت امير المؤمنين عليه السّلام و به تحقيق كه ابا كرد از دخول در اطاعت آن حضرت و حرام گردانيد جهاد را در خدمت آن حضرت عليه السّلام و بدعت دانست حربهاى آن حضرت را كه با ناكثين و قاسطين و مارقين واقع شد . و منع مىنمود مردم را از امداد و اعانت او و حلال مىشمرد مخالفت را با آن حضرت . بعد از اين مراتب از روى اختيار به سوى حجّاج بن يوسف ثقفى آمد و گفت : ايّها الأمير ! دراز كن دست خود را تا بيعت كنم با تو از براى امير المؤمنين عليه السّلام عبد الملك بن مروان . تا آنكه حجاج به او گفت كه آيا چه باعث شد تو را بر اين حركت اى ابو عبد الرحمن الحال بعد از آنكه تأخير كردى مدتى . پس گفت : باعث من بر اين حركت حديثى بود كه روايت كرده شده بودم از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله كه آن حضرت فرموده : « من مات و ليس في عنقه بيعة امام مات ميتة جاهليّة » « 1 » ؛ يعنى هر كس كه بميرد و نبوده باشد در گردن او بيعت امامى ، هر آينه آن كس مرده است مردن جاهليت . حجاج گفت : چندى پيش از اين تأخير ورزيدى از بيعت امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام با آنكه اين حديث به تو روايت شده بود ، الحال آمده‌اى نزد من كه از تو بيعت بگيرم از براى عبد الملك ؟ ! به درستى كه دست من مشغول شغلهاست و دراز نمىتوانم كرد براى بيعت گرفتن از تو ، اينك با پاى من بيعت كن ! ! و شروع كرد در ريشخند كردن و بازى نمودن با او و فرود آورد او را به مرتبه و منزلت خودش . « 2 » شيخ گفته است كه قسم به عمر خود مىخورم كه عبد اللَّه بن عمر اگر چه مانند
هامش
( 1 ) « مسند احمد حنبل » 5 / 61 حديث شماره 16434 با مختصر تفاوت . ( 2 ) « شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد » 13 / 242 .