تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
گفته چنان كه در روايت اول مذكور شد و بار ديگر تأويل قرآن را علت ساخته و همچنين به تصريح وى يك بار كه اين قول و اعتقاد او نه از روى كتاب خداوند از روى حديث پيغمبر بوده ، بلكه به محض عقل و رأى خود بر اين قول جرأت نموده ، و يك بار ديگر به نقض تصريح خود گفته است كه آنچه باعث شد مرا بر اين قول آيه‌اى بود كه يافته بودم در كتاب خدا . پس معلوم و مشخص شد به اين سخنان از وى صحت آنچه ما ذكر كرديم از او كه غرض او از آن قول و فعل ، فساد در دين بوده و چون او را از پيش نرفت و ابو بكر كذب او را ظاهر ساخت ؛ از براى آنكه بر مردم ضعيف العقل تلبيس كند هر زمانى علتى از براى قول خود ذكر كرده و همچنين اگر بگوئيم كه آنچه او ذكر كرده در اين روايت خبر داده از نفس خود به راستى داده شده باشد ( ظاهر مىشود صحت آنچه ما پيش از اين گفتيم كه خلاف اين مرد مذهب طايفه‌اى است از غلاة كه ايشان را محمديّه مىگويند و اعتقاد دارند كه رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله وفات نكرده و اين طايفه به اتفاق امت گمراهانند . و بنا بر اين احتمال گمراهى و ضلال او به ثبوت مىپيوندد ) پس واضح شد ارادهء عناد و فساد وى در دين چنان كه شرح كرديم .